تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - پست های فرهنگ

بسم الله الرحمن الرحیم؛
پیش نوشت.
قابل توجه جناب ده نمکی  و باقی دوستان عوض شده!:

تالار اندیشه مملو از هنرمندان،‌ نویسندگان،‌ فیلمسازان و ... بود.
به سختی وارد سالن شدم.
فیلم اجازه اكران نداشت. آرام در كنار سعید رنجبر نشستم.
ناگهان در میان متن فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه (غیر مستقیم) به صدیقه طاهره توهین شد.
سكوت تلخی بر فضا حاكم گشت.
بر خیال خود با روشنفكری قضیه را حل كردیم:«حتماً انتقادی است بر فرهنگ عامه مردم»
در همین لحظه مردی با كلاه مشكی و اوركت سبز برخاست.
نگاه‌ها به طرف او برگشت. «خدا لعنتت كند چرا توهین می كنی؟»
سید مرتضی آوینی بود

نوشت.

در این گیر و دار کنکور، و اینکه 4 ماه لای هیچ کتابی را باز نکرده بودم؛ اصلا وقت ولگردی و خوشگذرانی نداشتم، با این حال خیل مطالبی که در نشریات و تلویزیون چاپ و پخش می شد بشدت قلقلکم می داد که این فیلم را هر چه زودتر ببینم، مخصوصا که محمدرضا ی منتظرالقائم در حال برنامه ریزی یک قرار وبلاگی صد نفره برای تماشای «صلواتی!!!» فیلم اخراجی ها بود، و می بایست قبل از اجرای این برنامه توسط بچه های مجمع از قبل با چیزی که قرار بود اتفاق بیافتد مواج می شدم.
دو زنگ خالی صبح مدرسه، و هزار و پانصد تومان پول (که کفتشون بشه!) امکان این اتفاق را بوجود آورد؛ هنگام اتمام فیلم هر چند مثل تمام فیلم های جنگی و یاد شهدا بغضی در گلویم بود، ولی یقین داشتم که ای بغض از فحوای فیلم فوق و هنر کارگردان نیست؛ در راه برگشت فکرهای مرتبط ولی مختلفی دایم در ذهنم می چرخیدند:
«خانم فاطمه عبدلی، یکی از محبوب ترین نویسندگانم در همشهری جوان است، در این اواخر یک یادداشت نوشته بود در اعتراض به پخش فیلم "اخراجی ها" در خارج از کشو که چرا اجازه می دهیم به خاطر حرص مادی عده ای چهره ی کشور ایران بواسطه ی نمایش یک مشت ارذل شبیه چاقو کش های فیلم های هندی در دنیا شناحته شود و الخ ... آن هنگام با خود می گفتم که این جماعت دور و بری های علیانی بواسطه اختلاف عمیق سیاسی با جریان انصار و یحتمل به دلیل روشنفکری زیاده از حد اینگونه نسبت به این موضوع عکس العمل نشان می دهند ...»
«ده نمکی در یک جایی در مقابل پرسش های در مورد تغییر "ظاهری" رفتارش گفته که من عوض شده ام ولی عوضی نشده ام! ...»
«قبل از دیدن فیلم اختصاص دوصفحه ی کامل صفحه فرهنگی روزنامه حزب الله، چاپ این همه عکس روی نشریات از فیلم فوق، جنجال مراسم اهدای جوایز، مصاحبه ی مفصل عصر ارتباط درباره ی زندگی دیجیتال ده نمکی و ... بشدت کنجکاوم کرده بود که مگر این فیلم چه دارد که این همه سر آن بحث است؟!»
«آقا رضای امیرخانی یک بار توی سرلوحه های لوح گفته بود که خیلی خوب است که امثال ده نمکی هم فیلم بسازند و کتاب بنویسند تا مردم بدانند مسئولان و جریان سازهای فرهنگی شان چطور فکر می کنند!!! (آخر تیکه بود!)»
***
طولانی نکنم کلام را؛ از سینما که برگشتم، تصور جدیدم از این فیلم اینگونه بود: لمپنیسم بیش از حد، ادبیات لات و لوط ها بدون هیچ حیایی، شوخی های بی ادبانه درباره ی شیمیایی زدن بایرام و ... فیلم، فیلم سینمایی دفاع مقدس نبود، یک فیلم برداری از مراسمی رو حوضی بود که طنزش فقط در کلام ها است، همین! از سرگشته گی داستان و نا ملموس بودن علت علاقه ی رزمنده ها به تیم اخراجی ها در فیلم، که اصلا مشخص نبود چگونه و به چه واسطه ای این علقه بوجود آمده، نمی گویم، که در این باره دوستان مفصل پرخته اند؛ بحث من داستان و کیفیت فیلم نیست!
بحث من این است که، دهنمکی را که در دهه ی شصت و هفتاد حتی با مخالفت های رهبری و ... نهی از منکر فیزیکی می پرداخت چه شده است که به جایی رسیده است که بازیگر زن او که در نقش یک دختر دهه شصتی، دختر یک عارف و خواهر یک خفن حزب اللهی است، چادرش تا کجای سرش باز است، و موهایش بیرون و سرخاب و سفیداب هم که ماشا الله!! این گونه چهره ها سیمای دختران پسر باز جدیدی است که تازه در تهران مد شده اند؛
ده نمکی هر چند هنوز بلد نیست که پیام فیلم را می تواند بدون اینکه از زبان حاج آقای عارف بگوید، غیرمستقیم برساند؛ ولی می داند که چگونه فیلمی عامه پسند و پرفروش بسازد؛ دختره خوشگله، پسر عاشق و ...؛ این را دیگر هر فیلم ساز تجاری سازی می داند!
شرح و تفصیلش ندهم، به این فکر کنید که چرا مبلغین فیلم ده نمکی بجای امثال امیرخانی، امثال ابطحی مارمولک دوست هستند؟! فرق فیلم او جز در ظاهر با فیلمی چون آتش بس چیست؟! از این ها بگذریم، آیا شما فیلم پر فروش آتش بس را لایق هیچ کدام از سیمرغ های فیلم برداری، بازی گری، گریم، فیلم نامه نویسی، کارگردانی و ... می دانستید؟! آیا اصلا فیلم ده نمکی در حد و اندازه ی هیچ کدام از سیمرغ های رشته های مختلف هست؟! اکبر عبدی چه؟! روراست بگویم خود ده نمکی هم می داند که لایق هیچ کدام از این های نیست!؛ ولی او به عنوان یک فرد رسانه ای می داند که چطور باید سوژه شد!؛ یک داد بکشید، چند نفر درباره تان می نویسند ومثل واکنش های زنجیره ای هر کس فکر می کند که اگر ننویسد جا مانده است، نشریات زرد هم که هوایت را خواهند داشت! فیلمت فروش می کند؛
مجدید سوزوکی داستان ده نمکی عوض شد و احتمالا رستگار؛ ولی ده نمکی هیچ تغییر رفتاری با آن انصاری تند قبلی نکرده است، او هنوز فریاد کش دهه ی هفتاد است!؛ ولی با این تفاوت که [...] شده است!؛ می خواهد دوباره مثل دهه ی هفتاد سوژه باشد، خوب مد کتک زدن خوابیده، ده نمکی هم که از نظر معنوی عوض شده، این روش جدیدی است، فیلمی درباره ی فحشا بساز، فقرش مهم نیست، همان فحشا دوباره سر زبان ها می اندازتت! او می خواهد دوباره سوژه باشد و در عین حال حاجی بازاری هم شده که می خواهد فیلمش فروش کند؛ پس یک هوار در مراسم اهدای جوایز می کشد، همه چیز خوب پیش می رود، هم او سود می کند، هم کاسه ساز تهیه کننده!

پانوشت.
1. جناب علیانی که خود زمانی شبیه همین انصاری بوده، بواسطه ی برخورد یک میلگرد با سر مبارکشون یکمی زیاد مواضعشون تغییر کرده!
2. این ها نهی از منکر بود، برای برادر مسعود ده نمکی، یک نهی از منکر تند به سبک سابق خود آقا مسعود!؛ امید وارم جنبه ی نقد را داشته باشد؛ برای محمدرضای منتظرالقائم هم که می ترسد مجمع حمایت ده نمکی را از دست بدهد، می گویم که ده نمکی بعد از این همه سال می فهمد که یک مجمع دموکراتیک متشکل از آدم های مختلف با اعتقادات مختلف است، اگر این موضع من موضع تمام مجمع باشد در سایت مجمع منتشر می کنم نه در وبلاگ شخصیم!؛ این را دیگران هم متوجه باشند، در همه موارد صدق می کند!
3. در مورد پست قبلی چند سوتفاهم شده است، یکی اینکه بقیه فکر کرده اند من می خواهم مافیا داشته باشم، درحالی که من مخالف روش های مافیایی هستم، توضیحش برای پست های مافیا شناسی که بزودی منتظر خواهم کرد و از بذرپاش شروع می کنم به درو کردن، و اینجا تازه اول استشهادی بازی من است، در ضمن مطلب زیر شرح یک روش بود، یک ابزار، رسانه!؛ نه شرح هدف، گفتم که اهداف مختلف است، من از هدف خودم صحبت نکرده ام؛ اگر هدف اصلی ام برای کار رسانه ای را می خواهید، یک جمله است: «من می خواهم مدینه رسول الله احیا شود!، چه قبل از ظهور صاحب الزمان –عجل الله تعالی فرجه الشریف-، چه بعد آن اتفاق مبارک!»

   


بسم الله

Image hosted by TinyPic.com

  فیـــلم شناسی :

( مجموعه اول )

 

 

" رابرت زمه کیس "

 

 

فارست گامپ (1994)

دوشنبه 21/9/84

 

تماس (1977)

دوشنبه 28/9/84

 

گمگشته (2002)

دوشنبه 5/10/84

 

قطار قطبی (2004)

دوشنبه 7/9/84

 

بازگشت به آینده 1 (1984)

دوشنبه 14/9/84

 

 

مکان : خ نجات اللهی (ویلا ) . نبش ورشو . مرکز مشارکتهای مردمی شهردای

 

زمان : هردوشنبه ساعت 30/15

 

 

منتظر حضورتان هستیم
با تشکر ، گروه فرهنگی اسری

 

 

 

mail to : info@zeitoon.net

 

 

   


بسم الله

 

 [...]

این گزاره های روند انحراف را به ترتیب بخوانید؛
- حرمت موسیقی.
- عدم موقعیت رشد موسیقی حلال.
- یکه تازی مداحی.
- جای خالی، و پر نشدن جای موسیقی.
- بهم ریختن و سردرگمی اهداف مداحی و موسیقی.
- دخالت و اختلاط مداحی در هدف و طریق موسیقی.
- آجر اول را که کج گذاشتی تا ثریا کج بالا رود دیوار!

[...]

مطلع؛
خونه ی یکی از آشناها که ماهواره دارند رفته بودیم، من پشتم به دستگاه بود، یک دفعه از جا پریدم گفتم، اِ هلالیه مامان، برگشتم دیدم نه خیر، یه پسره ی جیگولی سانتیمانتال دارد ادای حاج عبدالرضا را در می آورد یا بلعکس.داشتم روی انحراف عمیق مداحی که شیخ ما حاج فاضل لنکرانی، نسبت بهش اعلام خطر کرده بود فکر می کردم، سعی کردم یه حدس هایی درباره ی دلیل این انحراف بزنم، که در پی می آید؛
اول، باید یک مسئله را بپذیریم و آن هم اینکه جایگاه و ساختار موسیقی با مداحی بذّات متفاوت است، هر چند هر دو به سوی یک هدف بروند ولی راه طی الطریق اشان هیچ ربطی به هم ندارد.
دوم، و بارزترین انحراف مداح ها استفاده از سبک و موسیقی عادی، پاپ، و حتی گاها موسیقی های جاز در مراسمشان است، که تازه آن هم چه آهنگ ها و بر وزن چه ترانه هایی ...
دلیلش هم این است که :
الف. خوش آمدن شنونده است، حالا این خوش آمدن چه خوش آمدنی است؟ آیا با هدف مداحی سازگار است؟ یه موقع است که از دل برمی آید و بردل می نشیند، ولی این آهنگ هایی که ما می شنویم و این وزن و شعرها، بیشتر به شهوت(هر نوع) می نشیند؛ مداحی های قدیم برای گریه درآوردن و آگاه کردن بود، مداحی حاضر نه تنها هیچ آگاهی در مراسم به شنونده نمی دهد، و همه اش شور که هیچی هیجان کاذب است، حداقل شور مفید می تواند باشد، و در ضمن حتی گریه هم اکثرا در نمی آورد (اصلا موقع بالا پایین پریدن چه جوری گریه اش می خواهد بگیرد مانده ام!)، شده است مراسم رقص، وقتی رقص تکنو جزو رقص حساب شود، این سینه زدن هم حساب می شود دیگر؛ یک موقع است شما به آگاهی رسیدی، از آگاهی غم و شور گرفته ات، بعد ممکن است در بدترین حالت اگر این شور را در مسیر ترقی مصرف نکنی، بشینی به سینه زدن و زار زدن، ولی این چیزی که ما می بینیم، حس می کنیم این نیست.
حالا این سینه زنی، جشن ها و جلسه های زنانه را هم بهش اضافه کنید، با اون دار و دنبک، مردم شوهرش نمی ذاره برن عروسی، میان این جا.
ب. در "الف" گفتم که این وضع حاضر به سمت هدف نیست، بلکه تبدیل شده به یک مراسم مرسوم که باید برگزار شود، و چه جوری اش و برای چه اش اصلا مهم نیست. حالا چرایش این است که خیلی از این برادر ها برای امام حسین -علیه السلام- مداحی نمی کنند، شده است کارشون، پولشون از این در می آید، در این حالت طرف مجبور است، مشتری جمع کند، بر می گردد به همون موضوع دل و شهوت، خوب شهوانی از دلی خیلی راحت تر است، به قوه یمذهبی ها که هیچ، لائیکش هم خوشش می آید، بعدش هم می گوییم جوانان را به مذهب نزدیک کرده ایم.
من به این مذهب کافرم، در این مراسم فوق فوقش در مورد ائمه آن هم دروغ و کفر و غلو بگویند؛ کی تو این جا ها آگاهی دادند؟، کی انقدر دل طرف رو خوب سوزوندند که دیگر گناه نکند؟
سوم. انحراف بدتر این است که در قالب موسیقی های لس آنجلسی و غیر که از مفهوم و آهنگ حرامند، در یک قالب خراب، نام ائمه را کثیف می کنند، لعنت بر تو که این طور با مقدسات بازی می کنی.
چهارم،
اصل مطلب،

همه ی این حرف ها را زدم که از این دستگاه سه گزاره دلیل اصلی این انحرافات را نتیجه بگیرم،
در این محیطی که مذهبیونش با جهالت تمام انواع موسیقی را بلکل حرام می کنند، مداحی می شود یکه تاز میدان، دو اتفاق می افتد، اولا مداحی می خواهد تمام حوزه ها را کامل اشغال کند، دوما بچه های مردم در این محدودیت، و در عین حال در محیطی که کلی از نیازهاشان ارضا نمی شود و یک زندگی افسرده پیدا می کنند، با رگه هایی از موسیقی که برادران مداح در مداحی هاشان استفاده می کنند سریع جذب می شوند، سوما اون پیرمردهای یقه بسته چون حرفشون رو از روی بلاهت و بسته به نام موسیقی زده اند، حالا به این اسم مداحی به دلیل تقدس اشتباهی که بهش دادند، نمی تونن چیزی بگن، چون اصلا نمی فهمن این کار، این سبک، این آهنگ حرام، بسته به همون اسم موسیقی و طرب بوده اند.
این گزاره های روند انحراف را به ترتیب بخوانید؛
- حرمت موسیقی.
- عدم موقعیت رشد موسیقی حلال.
- یکه تازی مداحی.
- جای خالی، و پر نشدن جای موسیقی.
- بهم ریختن و سردرگمی اهداف مداحی و موسیقی.
- دخالت و اختلاط مداحی در هدف و طریق موسیقی.
- آجر اول را که کج گذاشتی تا ثریا کج بالا رود دیوار!

والسلام

پی نوشت.

اول. یه زمانی می گفتن، الآن هم تازه یادشون افتاده، که گروه های خارجی، ضد اسلامی برای ایجاد انحراف از طریق مداح ها به دلیل نفوذشون در مردم، پخش شدن مفاهیم از طریق شعرهاشون مثل همین کفرهایی که الآن پخش می کنند، استفاده می کنند، و کلی پول خرج این مداح های منحرف می کنند، به هرحال هر کسی قیمتی داره، فقط قیمت اندکی آخرتشونه.
دوم. نمی دانید چه قدر شاد و خوشحال و امید وارم، بعد از کاست مولای عشق عصار، این شعرهای جدید مهدوی، فیلم بید مجنون، بعد هم خیلی دور خیلی نزدیک، بعد هم فیلم بسیار زیبای گیلانه، و حالا هم کاست برکت دکتر اصفهانی، آدم را به زنده شدن دوباره ی هنر متعهد امیدوار می کند.

 

   


واتیکان برای اندلس دوم.

1384/06/22 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :فرهنگ ،

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

سُخُن.

[...] بعد از آزادی روابط دختر و پسر باید منتظر پارتی ها، و بعد استفاده ی شراب در آن ها و بعد هم قرص های روان گردان می بودیم، و بعد هم سست شدن عزم جوانان برای تحصیل و تلاش.[...]

داستان اندلس را که بخوانید (غروب آفتاب در اندلس، نوشته ی طنطاوی توصیه می شود.) از اعمالی که برای سست کردن جامعه ی اسلامی ذکر می شود، مسموم کردن عقائد و اعمال جوانان است، ترویج مسیحیت، شراب، فاحشه بازی، عشرتگری و ...

و حالا برایم این سوال برایم پیش می آید دولت آقای خاتمی آیا چیزی جز شعبه ی واتیکان برای فاجعه ی ثانوی برای اندلس دوم بود؟!
آزاد کردن ماهواره، رواج بد حجابی، گسترش مدهای غربی، رواج اوباش گری و چشم چرانی که از محصولات تخریب عقائد مذهبی و عادت کردن جوانان به فیلم ها و ماهواره بود، آزادی روابط دختر و پسر که متعاقبش جلوی فاحشه بازی را هم نمی شد گرفت، آزادی چاپ کتاب های گروه های شیطان پرست، ضد اسلامی، مروج مسیحیت، اومانیسم، سکولاریسم، سست شدن حمایت ها از مساجد، موسسات فرهنگی و حوزه و در عوض خرج کردن برای امثال جشن هنر اهواز (که در حضور استان دار، گروهی از زنان خارجی در قسمتی از برنامه می رقصند، با لباس هایی محرک، می توانید در اینترنت فیلم اش را پیدا کنید.)، سخنرانی های پی در پی برای مسموم کردن عقائد و توهین به اسلام،
و بعد از آزادی روابط دختر و پسر باید منتظر پارتی ها، و بعد استفاده ی شراب در آن ها و بعد هم قرص های روان گردان می بودیم، و بعد هم سست شدن عزم جوانان برای تحصیل و تلاش.
و بعد از آزادی روابط دختر و پسر باید منتظر کم شدن ازدواج ها می بودیم، معلوم است طرف یک راه راحت تر برای ارضا نیزش داشته باشد خودش را در دردسر نمی اندازد، و در آزادی روابط حتی ازدواج را حصاری برای خودش می بیند.
و بعد از آزادی روابط دختر و پسر باید منتظر ایدز و دیگر بیماری هایی که از طریق مقاربت منتقل می شدند می بودیم.
و بعد از آزادی روابط دختر و پسر باید منتظر سست شدن پایه های خانواده ها، فرار دختران و پسران، بیشتر شدن طلاق، چند همسری شدن مردان متاهل، روابط نامشروع زنان شوهر دار و سلب اطمینان در جامعه می بودیم.
و بعد از آزادی روابط دختر و پسر با بوجود آمادن ولدزنا ها باید منتظر تخریب جامعه توسط ولدزنا ها که دشمنان مهدی موعود هستند باشیم، صبر کنید تا بزرگ شوند تا مار در آستین پرورش دادن را در سپاه سفیانی ببینیم ...

و آیا اندلس دوم در انتظارمان بود یا هست؟!!

دومین تقاضای مهم از دولت دکتر احمدی نژاد بعد از عدالت اقتصادی، رهایی جامعه از این مرداب کثیف است ... انشاالله تعالی.


والسلام

پی نوشت.

اول. دوستی می گفت آیت الله بهجت مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی را که برای دیدار آمده بوده راه نداده اند.
دوم. بیشترین آرای دولت خاتمی از مناطق مرزی و سنی نشین بوده، کمی روش فکر کنید.
سوم. چرا سردار طلایی و نیروی انتظامی بعد از رفتن خاتمی و آمدن دکتر احمدی نژاد، جرات مبارزه با اوباش و هنجار شکنان را پیدا کرده است؟!، این هم جای فکر کردن دارد.
چهارم. این لینکدونی را الکی به روز نمی کنم یه استفاده ای بکنید.

   


رساله ی انس وانسیه ۱+۲

1384/05/23 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :فرهنگ ،

المطهرات لِلمطهرین


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


»» رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی ...
برای خودم می نویسم ...
متن پایین را برای شخص خودم نوشتم. منظور اینکه این وبلاگ برای خدا درست نشد. از سر تن هایی، هم صحبت نداشتن یا شاید عقده شدن(گره شدن) حرف هایی در کنج گلو بود که جایی برای ادا می خواست. خوب شاید بعد ها فهمیدم که نوع نگارش باید طوری باشد در مسیر حق یا حداقل با آن منافات نداشته باشد و البت آرمش روحی حاصل از خالی شدن حتما در سهل شدن طی الطریق موثر است. متن پایین را با هدف خاصی ننوشتم، تن های تکه های پراکنده ی تفکری بود که سعی کردم نظم دهم و در جایی ثبت کنم تا گاهی چند با نگاهی بیاندازم برای یادآوری. قطعات یک رابطه ی سه بعدی داشتند ولی از سر اینکه انتقال مطلب از فضای چند بعدی ذهن به کاغذ دو بعدی که در حین نوشتن می شود یک بعد، که پشت سر هم باس سوار کنی ...
باس رابطه را ذهنی کشف کرد، مخاطب هم حکما شخص خودم هستم ...


»» قلب ...
»» القلب حرم الله، فلا تسکن حرم الله غیر الله ()
قلب خانه ی خداوند است پس ساکن مکنید غیر خداوند را در خانه ی خدوند ...
»» الله نور السموات و الارض، ... (نور 35)
خداوند نور آسمان ها و زمین است ...
»» کلنا نورٌ واحد (امام صادق (ع))
همه ی ما (اهل بیت)، نوری واحد هستیم ...
»» لا جعل الله لرحل من قلبین فی جوفه (احزاب ...)
....
»» قلبی، الهی، زوجتی؟!
و حال این زوج یا نه تن ها زوج، بلکه مردم در کجای این قلبند؟! مگر نه اینکه روح انسان از درون خداوند دمیده شد؟! و مگر نه اینکه فطرت اولیه انسان پاک است؟!(که نیست! فطرت ولدزنا پاک است، آخر؟) و مگر نه این که انسنان تن ها به دوستی با مومنین مجاز است؟! و مگر نه این که قسمت ایمانی و نورانی مومنین از خداوند است؟! و مگر نه این که این تک قلب جای نور واحد است؟! ...
پس نتیجه:: آقا محمّد!!،تن ها مُجازی قسمت نورانی زوجة یا مومنین را در تک قلبت جای دهی ... پس حکما دل بستگی به خود شخص غیر معصوم کشک است!!؛ زیرا آن تکه ی نورانی که از خداوند است!، و به همین دلیل این شخص به صورت مستقل(جدایی از تکه ی خداییش) معنا و اهمیتی ندارد!!
حتما این مطلب را شنیده ای که حضرت زینب(س) به حضرت علی(ع) گفتند:"شما من را دوست دارید؟"؛ امام (ع) هم پاسخ دادند:"بله دخترم دوستت دارم"؛ سپس حضرت زینب(س) که در کودکی نیز از ذکاوتی بسیار برخوردار بودند فرمودند:"چگونه است که هم خداوند-جل جلاله- را دوست دارید وهم من را؟!"؛ امیرالمؤنین هم پاسخ دادند : "تو را به خاطر خداوند دوست دارم."

3

پس نتیجه:: آقا محمّد!!،تن ها مُجازی قسمت نورانی زوجة یا مومنین را در تک قلبت جای دهی ... پس حکما دل بستگی به خود شخص غیر معصوم کشک است!!؛ زیرا آن تکه ی نورانی که از خداوند است!، و به همین دلیل این شخص به صورت مستقل(جدایی از تکه ی خداییش) معنا و اهمیتی ندارد!!


»» عمل گرایی ...
عملگرایی یعنی شما عملی را انجام دهید و در آن غرق شوید یا پابندتان شود. برای مثال هنگام تفکر، نتیجه گیری یا نشر عقیده به جای طی صراط مستقیم به توجیه عمل انجام شده اتان بپردازید. و چاره ی عملگرایی توکل است. وقتی توکل باشد شما طی صراط مستقیم و نقد عمل اتان را به حفظ آبرو یا غیره ترجیح می دهید، چون می دانید حکما در آخر به نفع شماست و خداوند-جل جلاله- آبوی بنده ی توابش را نمی ریزد ...
شاید با این اوصاف متوجه قسمتی از دلیل نبود چند وقته ام بشوید؛ در چند وجه زندگی دچار عمل گرایی بودم و در این مدت مشغول کلنجار برای رهایی، در بخشی از متن ذیل هم دچار عمل گرایی شده بودم که بالاخره قانع شدم ...


»» زن ...

3[...] زن نوعی از انسان، مستقل از نوع دیگر که مرد باشد، این دیگر بودن ناشی و مستلزم تفاوت هایی با آن نوع دیگر است؛ وگرنه این دو مستقل نبودند و یکی حساب می شدند. در تفکر اسلامی که هر قسمتی از خلقت ناشی از حکمت الله-جل جلاله- است، پس هدف متعالی دارد این تفاوت خصوصیات نیز ناشی از تفاوت مسیر و مقصد است.

[...] زن نوعی از انسان، مستقل از نوع دیگر که مرد باشد، این دیگر بودن ناشی و مستلزم تفاوت هایی با آن نوع دیگر است؛ وگرنه این دو مستقل نبودند و یکی حساب می شدند. در تفکر اسلامی که هر قسمتی از خلقت ناشی از حکمت الله-جل جلاله- است، پس هدف متعالی دارد این تفاوت خصوصیات نیز ناشی از تفاوت مسیر و مقصد است. با این تعریف این تفاوت نشانه ی برتری یا ضعف نیست، زیرا زمانی برتری و ضعف معنا پیدا می کند که شما دو چیز را که در یک مسیر و یک مقصد می روند مقایسه کنید؛ ولی زمانی که شما دو چیز در دومسیر مستقل و موازی که به مقاصدی متفاوت می روند دارید دیگر مقایسه معنایی ندارد و تعریف نشده است. با این اوصاف نه برتری و نه ضعفِ جنسیتی بر جنسیت دیگر معنایی ندارد.

فمنیسم ...

طلب حقوق دنیوی، موقعیت و در کل تساوی حقوق زن و مرد؛ جبهه گیری در برابر دین به دلیل رعایت نکردن این تساوی مجازی.
تساوی در ارزش انسانی و انسانیت زن و مرد مورد قبول همه از جمله دین است، و در آن شکی نیست. ولی اعمال، موقعیت ها، حقوق دنیوی و ... همه متناس است با آن تفاوت های ذکر شده در بند های بالا. حقوق اخروی نیز که در عقیده ی اسلامی هدف اصلی است و نه حقوق دنیوی، انسان مسلمان برای تعالی روحی که جزایش را در آخرت می بیند تلاش می کند و نه برای حقوق دنیوی؛ برای تفهیم بهتر شاید نقل روایتی ذکر شده در کتاب حجاب شیخ شهید (ره) مفید باشد :

اسماء دختر یزید انصاری ، از طرف زنان مسلمان مدینه مأمور شد به‏ نمایندگی آنان نزد رسول خدا برود و پیام گلایه آمیز زنان مدینه را به رسول‏ خدا ابلاغ كند و جواب بگیرد .
اسماء وقتی وارد شد كه رسول خدا در میان جمع اصحاب بود . گفت :
" پدر و مادرم قربانت . من نماینده زنانم به سوی تو . ما زنان‏ می‏گوئیم خداوند عزوجل ترا هم بر مردان مبعوث فرمود و هم بر زنان . تو تنها پیامبر مردان نیستی . ما زنان نیز به تو و خدای تو ایمان آوردیم . ما زنان در خانه‏های خویش نشسته حاجت جنسی شما مردان را بر می‏آوریم ، فرزندان شما را در رحم خویش می‏پرورانیم . اما از آن طرف می‏بینیم وظائف‏ مقدس و كارهای بزرگ و ارجمند و پر اجر و با ارزش به مردان اختصاص‏ یافته و ما محرومیم . مردانند كه توفیق جمعه و جماعت دارند ، به عیادت بیماران می‏روند ، در تشییع جنازه شركت می‏كنند ، حج مكرر انجام می‏دهند ، و از همه بالاتر توفیق‏ جهاد در راه خدا دارند . در صورتی كه وقتی یك مرد به حج یا جهاد می‏رود ما زنان هستیم كه اموال شما را نگهداری می‏كنیم ، برای جامه‏های شما نخریسی می‏كنیم ، فرزندان شما را تربیت می‏كنیم . چگونه است كه ما در زحمتها شریك شما مردان هستیم اما در وظائف بزرگ و مقدس و كارهای پر اجر و پاداش شركت نداریم و از همه آنها محرومیم ؟"
رسول اكرم نگاهی به اصحاب كرد و فرمود : " آیا تاكنون از زنی سخنی به این خوبی و منطقی بدین رسائی در امور دین‏ شنیده‏اید " ؟
یكی از اصحاب گفت :
" خیال نمی‏كنم این سخن از خود این زن باشد " .
رسول خدا به جواب این مرد اعتنا نكرد . رو كرد به اسماء و فرمود :
" ای زن آنچه می‏گویم درست فهم كن و به زنانی كه ترا فرستاده‏اند نیز حالی كن . پنداشتی كه هر كه مرد شد به واسطه این كارها كه بر شمردی توفیق‏ اجر و پاداش و فضیلت را می‏یابد و زنان محرومند ؟ خیر چنین نیست . زن‏ اگر خوب خانه‏داری و شوهرداری كند ، نگذارد محیط پاك خانه با غبار كدورت آلوده شود ، اجر و پاداش و فضیلت و توفیقش معادل است با همه‏ آن كارها كه مردان انجام می‏دهند " .
اسماء زنی با ایمان بود و تقاضای او و زنان همفكرش از عمق ایمانشان بر می‏خاست نه از شهوات برانگیخته شده كه غالبا امروز می‏بینیم . او و همفكرانش نگران این بودند مبادا وظائفی كه به عهده آنان واگذار شده قدر و قیمتی نداشته باشد و همه وظائف مقدس و قدر و قیمت‏دار به مردان‏ اختصاص یافته باشد . او و همفكرانش تقاضای مساوات زنان و مردان را داشتند . اما در چه ؟ در ربودن گوی فضیلت و انجام وظیفه مقدس . چیزی كه‏ در مخیله آنان هم خطور نمی‏كرد این بود كه شهوات فردی را نام " حقوق " نهند و جنجال راه بیندازند . لهذا وقتی كه آن جواب را شنید ، چهره‏اش از خوشحالی برافروخته شد و با خوشحالی به سوی همفكرانش برگشت.

مطلب بعد اینکه شیخ شهید در کتاب حجاب می گوید این طلب اضافه بر وظیفه، یا همان دخالت زنان در حدود مردان و غافل شدن از وظیفه ی اصلی، برخواسته از شهوات برانگیخته است. این جا منظورم بررسی جزئی نیست که زن فلان کار را می تواند بکند یا نه که این مطالب با استفاده از اصل ومنطق و با توجه به اصول، قرآن و فقه اسلام می توان دریافت.
مطلب سوم درباره ی فمنیسم، فمنیسم که برخواسته از عقاید "امثال" آقای راسل و هم مسلکان ایشان و ناشی از فرهنگ غرب که خود حاصل از چند قرن ریشه دوانی این عقائد منحرف است، در صورتی که نگاهی دقیق به آن متوجه می شویم که کلیت این مسیر منحرف به نفع مردان، به معنی هوسرانی و قدرت طلب نه مردانگی متعالی اسلامی، است و به نوعی استحمار زنان به ضرر منافع ایشان است.
مطلب چهارم، کلام دکتر شریعتی: ، «آزادی زن» به عنوان چه؟ به عنوان جنگ زرگری! گشودن یک جبهه ی فرعی بین زن و مرد! برای چه؟ برای اینکه از جبهه ی اصلی بین شرق و غرب غافل بشود.
مطلب نیمه تمام مهدی (کوچه ی مدرسه ی حجتیه) در این مورد هم زیباست،

جالب آن‌جاست كه پس از سال‌ها از تولد فمنیسم، هنوز تعریف واحد و روشنی از آن ارائه نگردیده، و شاید از هم‌این رو باشد كه تا حال معادل فارسی مناسبی برای آن وضع نشده است. اما روی‌هم رفته فمنیسم در اوج تبلور تمدنی خویش احتمالا تنها به‌كار هم‌آن نسل می‌خورد، چه با مرد كردن زن‌ها، نسلِ بعد یا منقرض می‌شود و یا روانی. و مضحك‌ترین وجه فمنیسم آن است كه سردم‌داران اساسی‌اش مردها بوده‌اند...

فمنیست‌ها آدم‌های یأس‌آلودی هستند ...

؛ ناتمام


»» فاطیما -سلام الله إلیها- ...


بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ «1» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «2» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ «3»
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
ما به تو كوثر بخشیده‏ایم‏. «1» پس براى پروردگارت نماز بگزار و قربانى كن‏. «2» بیگمان دشمن تو بى‏سرانجام (و بلا عقب‏) است‏. «3»

زن می تواند فاطمه -سلام الله إلیها- باشد، مریم عذرا -سلام الله إلیها- باشد، آسیه -سلام الله إلیها-، خدیجه -سلام الله إلیها- باشد. در عین حال می تواند همسر لوط -علیه السلام-، همسر امام حسن -علیه السلام- و ... باشد. مطمئنا با آنکه توان جسمانی کارهای سنگین مردانه را ندارد ولی مکری دارد که می تواند دنیا را زیر و رو کند؛ این مکر منظور وجه بدش نبود کلیت مطلب منظور بود، زن نفوذ شدیدی بر مرد دارد از کودکی تا بزرگ سالی[آن ها، یعنی زنان چیره تراند (3168 نهج الفصاحه)] ... این زن هم می تواند مرد را به فساد بکشد و بشود عین حدیث های پیامبر -صل الله علیه و آله- [اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت(3358)، زنان دامهای شیطانند (3153)، محکم ترین سلاح شیطان زنانند (970)] هم می تواند بشود آن چه امام -رحمه الله علیه- گفت [از دامن زن است که مرد به معراج می رود]
نساء 34:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا «34»
مردان‏، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى كه خداوند [از نظر نظام اجتماع‏] براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است‏، و بخاطر انفاقهایى كه از اموالشان [در مورد زنان‏] مى‏كنند. و زنان صالح‏، زنانى هستند كه متواضعند، و در غیاب [همسر خود،] اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده‏، حفظ مى‏كنند. و [امّا] آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! [و اگر مؤثر واقع نشد،] در بستر از آنها دورى نمایید! و [اگر هیچ راهى جز شدت عمل‏، براى وادار كردن آنها به انجام وظایفشان نبود،] آنها را تنبیه كنید! و اگر از شما پیروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجویید! [بدانید] خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است‏. [و قدرت او، بالاترین قدرتهاست‏.] «34»

"... بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ ..."
این تکه ی آیه برایم شبهه شد که آیا می گوید مرد بر زن برتری دارد یا کلا انسان ها را می گوید ... آن طور که دیدم بعضٍ مونث نیست؛ پس زنگ زدم علی پرسیدم، گفت : این جا منظور این است که حکم تسلط مرد بر زن از سر برتری اون نیست، بلکه می گوید بعضی انسان ها بر بعضی دیگر برتری دارند، این برتری زن و مرد ندارد شاید زنی چون فاطمه -سلام الله إلیها- بر اکثر مردان برتری داشته باشد، (برتری معنوی و اخروی)، این آیه نشان عدم تبعیض بین زن و مرد در اسلام است.
همچنین از حضور تعداد زیادی از زنان در قیام آخرالزمان گفته شده است که مطمئنا وظیفه ی آن ها متناسب با تفاوت خصوصیاتشان است.
قال امام باقر -علیه السلام- : "ویجیء و الله ثلثمائه و بعضه عشر رجلا فیهم خمسون امرأه" [العیاشی، ج1، ص64] ./ سوگند به خدا، سیصد و سیزده نفر بدون وعده پیشین گرد می آیند، در میان آنان پنجاه زن هست.


»» همسر ...

روم 21 :
وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ «21»
و از نشانه‏هاى او اینكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند! «21»

مطلبی که از این آیه برداشت می کنم این است که، اصلی ترین وظیفه ی همسر تسکین دادن همسر است. روایات و احادیث زیادی وجود دارد که مرد را به کسب درآمد، حق همسر به او و ... امر می کند ولی هیچ وقت نمی بینیم که زن باید کار خانه انجام دهدریال حتی از اجبار آن ها نهی شده است ...
و در ضمن تن ها فائده ی ازدواج همین است، اگر هدف از ازدواج در اسلام را تولید مثل و زیاد شدن مسلمین بدانیم خداوند برای جلب انسان ها به ازدواج و تولید نسل جاذبه ای باید قرار می داد این جاذبه نیز همین نیاز به تسکین است (این تسکین از تسکین عاطفی تا جنسی) با این اوصاف وقتی فرد تسکین می شود آرامش پیدا می کند و وظائف اش را درست، بهتر و سریع تر انجام می دهد، امنیت روانی پیدا می کند، دیگر جنس مخالفان کاری ندارد چون توسط همسرش تسکین شده است پس عفت پیدا می کند ... این از هدف و، ثمرات ازدواج و مسئولیت اصلی زن ومرد نسبت به هم!
این تسکین در بالا یک امر است، امر الهی، یعنی همان "به خاطر خداوند" همسر را دوست داشتن و محبت کردن به آن ها البته جایی دیگر هم به این مطلب محبت اشاره دارد؛
[نساء 128] ... وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا «128» ... و اگر زنى‏، از طغیان و سركشى یا اعراضِ شوهرش‏، بیم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند [و زن یا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح‏، صرف نظر نماید.] و صلح‏، بهتر است‏؛ اگر چه مردم [طبق غریزه حبّ ذات‏، در این گونه موارد] بخل مى‏ورزند. و اگر نیكى كنید و پرهیزگارى پیشه سازید [و بخاطر صلح‏، گذشت نمایید]، خداوند به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است [و پاداش شایسته به شما خواهد داد]. «128»


»» عفاف ...

» پوشش ...

3مبارزه برای حفظ عفاف ... دنیا تازه دریافته است كه با دوری از معرفت چه بلایی سر خودش آورده ... واین امر موجب گسترش حجاب و تقید به احكام است

شیخ شهید مطهری در کتاب حجاب علاوه بر شرح عفاف و این که هر چه قدر بیشتر رعایت شود بر بهینه شدن فعالیت های جامعه اسلامی، آرامش روانی و ... می افزاید؛ در مورد پوشش ابتدا نظرات رایج درباره ی پوشش از جمله ریاضت، رهبانیت، عدم امنیت، استثمار زن، حسادت مرد، عادت زنانگی و ... را بررسی، دلائل نا مربوطو را با دلائل مستدل اسلامی رد می کند و سپس فلسفه ی پوشش را در چهار بخش آرامش روانی، استحکام پیوند خانوادگی، استواری اجتماع و ارزش و احترام زن بررسی می کند و بعد به بررسی آیات قرآن در این باره و حدود پوشش اسلامی می پردازد و بعد ادله ی مخالف حجاب را گفته و به آن ها پاسخ می دهد!
» شرکت زن در مجامع و کار کردن در بیرون از خانه ...
نمی توان صریحا در این باره چیزی گفت، مسئله ایست که نسبت به موقعیت باید پاسخ گفت ولی چند مسئله واضح است؛
مطلب اول، این که زن نسبت به خصوصیات متفاوتش وظائف اصلی متفاوتی دارد که مرد توان انجام آن ها را ندارد و زن به عنوان قسمت مکمل جامعه واحد (این مسئله بلعکس هم هست (مرد مکمل جامعه ی واحد)) ابتدا باید به آن ها بپرداز، اموری چون تسکین مردریال آرامش و حفظ خانه، به دنیا آوردن فرزند(قطعا دیگر این یکی را مرد نمی تواند انجام دهد!)، قسمت اعظم تربیت فرزند و...
مطلب دوم، عفاف است، کار کردن وشرکت زن در مجامع "در صورتی" که بر هم خوردن عفاف شخصی و عفاف و آرامش اجتماعی منافات نداشته باشد مُجاز است(نه واجب!) پس حکماً "در صورت ضرورت" اگر منافاتی با انجام وظائف اصلی اش نداشته باشد و رعایت عفاف هم بشود مُجاز است؛ در صورتی که این کار کردن زن موجب انجام ندادن وظائف اصلی اش بشود آیا برای جامعه مفید است یا مضر؟ ایجاد خلا می کند یا پرکردن خلا؟ اگر جانب عفاف(عفاف به معنای کل، نه این که مثل خشک مذهب ها بگن عفاف فقط حجاب زن در چشمت باشد!) رعایت نشود جامعه سمت سعادت می رود یا انحراف؟ این حضور مفید است یا مضر؟!
حال این ضرورت یعنی چه؟! یک جنبه ی آن که نیاز زن یا خانواده است. نیاز مالی شخصی یا خانودیگی، یا نیاز روحی و درونی زن برای حضور در جامعه، هم چون نیاز به فعالیت، تفریح، ورزش و ...

3با این كه كاملا مشخص است كه پوشش و عفت نه تنها با شركت فعال در جامعه منافاتی ندارد و بلكه موجب بهینه شدن حاصل است، ولی با آن به شدت مخالفت می شود ... چون نمود مظاهر دین سرمایه داری و زندگی بی معرفت كه به نفع سرمایه داران است را به خطر می اندازد.

ضرورت دیگر نیاز جامعه اسلامی است، که باز چند وجه دارد وجه اول اعمالی است که توسط مردان قابل انجام نیست و در حیطه ی توانایی های زنان است، هم چون تدریس و تعلیم دختران، پرستاری یا معاینه ی زنان، تبلیغ اسلامی برای زنان، آموزش خردسالان و ...
وجه بعدی نیازها و خلاهای علمی است، برای مثال وقتی ما نیاز به فناوری داریم، چه ریاضیاتی و چه انسانی، نیاز به مغز داریم، مسئله ای که بین زن و مرد مشترک است و ممکن است بعضی زنان بر بعضی مردان افضل باشند، شاید خیلی از نیاز های ما در حوزه تکنولوژی توسط زنان دانشمند حل شود ...
حالا یک نگاه به جامعه : آیا تزریقات یا پرستاری زنان از مردان جزئی از وظائف زنان است؟ یا خوانندگی و طرب؟ منشی گری و کارمندی در حیطه های عمومی(یعنی مثلا غیر از جاهایی مثل موسسات زنان که زنان فقط باید فعالیت کنند!) در حالی که بوی گند فسادش می آید، و در عین حال وجود مردان زیاد بی کاری که به دلیل این که بار مالی خانواده باید بر دوش آن ها باشد، آیا حضورشان در این پست ها درست است در حالی که می دانیم در این حوزه شایستگی علمی آن قدر مهم نیست و در نظر گرفته نمی شود، و در ضمن عده ی زیادی از زنان این پول را خرج شخصی می کنند نه خانواده!؛ یا آقای بازرگان آن دبیر المپیا شیمی عزب اقلی(این عزب ماندن ها مهم است.) که به شاگردیش که دختر بوده تجاوز کرده بود، آیا نمی شد دبیر زن در این جا حضور داشته باشد؟! ....
این بی تعادلی که ذکر شد هزار مشکل بوجود می آورد،
اول این که عده ی بسیار زیادی از جوانان مرد بی کار می مانند که موجب دیر شدن ازدواج چه برای مردان و چه برای زنان می شود(بماند خانواده هایی که از بی پولی بدبخت می شوند)،
دوم در عین حال عده ی زیادی از مشاغل که نیاز به زنان دارند خالی می ماند.
یک نگاه به دانشگاه؛
می دانیم که حضور زنان در دانشگاه بیشتر از مردان است که البته لزوما نشان از توانایی بیشتر آن ها نیست، وقتی شما سربازی نداشته باشید، نیازی نباشد کار کنید و ... خوب مطمئنا چند سال هم پشت کنکور بمانید بالاخره قبول می شوید!
خوب تا این جایش بحثی نیست ولی حالا چند درصد از این زنان انجام ضرورت می کنند؟! خلا های علمی امان را چقدرشان پر می کنند؟
آیا اصلا با این هدف می یند؟ یا با هدف پیدا کردن شوهر بهتر، کار پیدا کردن برای خرج شخصی، پرشدن وقت، و هزار و یک مطلب دیگر؟
البته ما نمی توانیم جلویشان را بگیریم، حق هم نداریم که بگیریم، اصلا موضوع منع مطلبی نیست، موضوع جهت دهی نیروست با توجه به نیاز و عفاف، حق اشان است، این عدم تعادل هم از جای دیگری شروع شده از همان جا هم بایستی حل شود!!
یک مثال مصداقی، [به دلائل عدیده مخصوصا حفظ جان در آینده خود سانسور شد]


»» تعامل با نامحرم ...

این قسمت ها را از کتاب "مساله ی حجاب" بخوانید،

[دو مسأله دیگر] در باب معاشرت زن و مرد باقی مانده كه بد نیست آنها را نیز بررسی كنیم : یكی مسأله شنیدن صدای زن است و دیگر مسأله دست‏ دادن با او است .
در مسأله اول ، ظاهرا مسلم است كه شنیدن صدای زن در صورتی كه تلذذ و ریبه در كار نباشد جایز است . مرحوم آیة الله سید محمد كاظم طباطبائی‏
یزدی در عروه الوثقی باب نكاح فصل اول مسأله 39 می‏فرماید :
" لا بأس بسماع صوت الاجنبیة ما لم یكن تلذذ و لا ریبة من غیر فرق بین‏ الاعمی و البصیر و ان كان الاحوط الترك فی غیر مقام الضروره ، و یحرم‏ علیها اسماع الصوت الذی فیه تهییج للسامع بتحسینه و ترقیقه . قال تعالی: " « فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض »" . یعنی : شنیدن صدای زن در صورتی كه تلذذ و ریبه نباید جایز است ولی در عین حال مادامی كه ضرورتی نیست ، ترك آن بهتر است . و بر زن حرام است‏ كه بخواهد صوت خود را نازك كند و نیكو سازد به طوری كه تحریك آمیز باشد ، چنانكه خدای متعال در قرآن خطاب به زنان پیغمبر اكرم صلی الله‏ علیه و آله و سلم می‏فرماید : در حرف زدن صدا را نازك و مهیج نكنید كه‏ موجب طمع بیماردلان گردد " .
مسأله جواز استماع صدای زن ، جزء مسلمات است و دلیل آن سیره قطعی بین‏ مسلمین و ضروری بودن و مخصوصا سیره قطعی تاریخی رسول خدا و ائمه اطهار است .
علاوه بر این ، مفهوم آیه مذكور اینست كه حرف زدنی كه در آن كرشمه و ناز به كار نرود جایز است . یعنی خود این آیه دلیل بر جواز همسخن شدن زن‏ و مرد اجنبی است .
تنها شهید اول است كه در لمعه می‏فرماید : " و یحرم سماع صوت الاجنبیه‏ " ، و بعضی از فقهاء معاصر احتمال داده‏اند كه خطائی از نساخ رخ داده‏ است و مثلا " لا یحرم " را " یحرم " نوشته‏اند .
در مورد مسأله دوم شكی نیست كه حتی در صورتی كه تلذذ و ریبه هم نباشد ، دست دادن زن و مرد اجنبی جایز نیست مگر اینكه .... (ادامه صفحه ی 259 کتاب مذکور)

[صفحه ی 159]

با این توصیفات متوجه می شویم رابطه ی با نامحرم در صورت عدم ضرورت کراهت دارد و مستلزم ترک است. حال خودتان قاضی، چه قدر از روابط بین جنسین در جامعه بر اساس ضرورت است؟ در دانشگاه بهترین جزوه را فلان خانم می نویسد؟ خوب نمی توانی جزوه را از فلان پسر بگیری یا سوال را از او بپرسی؟ مثلا فلان حکم فقهی را نمی شود از آسیه سادات بپرسی؟، حکما بایستی از فلان جوان روحانی بپرسی؟ البته بماند شوخی ها و روابط دوستانه بین اشان که وقتی می گویی چرا؟ می گویند تو هم بیایی دانشگاه طرف مثل داداشت می شود، خوب همین تصور اشتباه است، اصلا نباید همچین دیدی بین نامحرم ها بوجود بیاید. توجه کنید منظور بی جنبگی ندید بدیدانه نیست، باید شعور رابطه را داشته باشی!

:: چت : حالا خوب است موارد مذکور توجیه دارد 99% درصد چت ها که بی دلیل است! این مبحث چت هم حکم فقهی اش مسئله بود که پیدا کردم، البته این که بخواهی آن را به اتاق خالی سیموله کنی که اشتباه است؛ به نظر کاملا شبیه جکم تلفن، یا حرف زدن عادی است. تا زمانی که "خودمانی" نشدن حرام نیست ولی به دلیل ریبه، عدم ضرورت، عفاف و ... کراهت شدیده دارد و مستلزم ترک است(از آیت الله شیخ فاضل لنکرانی استفتا کردیم گفتند به دلیل اینکه در صحبت بین نامحرم احتمال گناه خیلی زیاد است، گفتگوی اینترنتی بین اشان اگر ریبه و خطر گناه داشته باشد، که در اکثر موارد این حالت وجود دارد(آدم یک کم حالش را موقع چت با نامحرم و محرم مقایسه کند متوجه می شود)، واجب است ترک شود.)، خودمانی شدن و دل و قلوه دادن که بلکل حرام است!!!
آسید صالح و دوستانش قشنگ نوشته اند، البته با این که یک سری قسمت هایش مورد تایید (بنده) نیست،

[ادامه دارد ...]

ادامه ی متن : النکاح، فریاد!! از عرضه و تقاضا، زن را که نباس دوست داشت،نقطه ته متن ...


»» پی نوشت ...

به دلیل اینکه متن خیلی طولانی است و اندازه تمام چیزی که تا الآن نوشته ام ادامه ی مطلب مانده، شاید این وسط ها خاکی بزنم از یک چیز دیگر هم بنویسم ...
جواب :
:: به حسین : مشکل جامعه ی بشریت این حرفها نیست که تو می زنی . مشکل بشریت دینه . برای تبلیغ نباید اینطوری به جزئیات برسی . فقط یقینیات . این توصیه ایت الله العظمی بهجت هست ...
:: جواب : مشکل جامعه بشریت نبود مشکل ذهن مشوش شخص نویسنده بود ... یک جا باس منظم می شد، فرق شهید و آدم عادی هم در فهم این است که تو دلشون چی باس باشه (القلب حرم الله ...)

والسلام

   


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

»» الحدید ... من با کم فکر علاوه بر مطالب که در این پست گفتم به نتیجه های کلی زیر هم رسیدم :
نگاه کن ما باید قبول کنیم جلوی منابع شهوانی را نمی توانیم بگیریم ... فیلتر کردن ... مبارزه با سی دی فروش ها و ... حدی دارد ...
برای مثال : سایتها ... ما وقتی یک سایت را هک می کنیم باز زنده می شود ... پس بهترین راهی که در آن پست گفتم فیلترینگ بود ولی اینجور که جدیدا کی از دوستام بهم گفته گروه هایی وجود دارند که از طریق سایتهای مختلف شهوانی عضو می گیرند و پس از عضویت برای شما هر چند وقت یک بار یک ایمیل می آید که در آن یک لینک است ... این لینک صفحاتی پر از فیلم و عکس ها شهوانی می آورد (خوب تواناییشون بالاست دیگه!!) ... و موضوع اینه که چون دائم این صفحات جدید تولید می شود، برای فیلترینگ آن ها کاری نمی توان کرد ...
مطلب بعد کارهایی مثل جمع کردن سی دی ها به شدت مفید است ولی نه کامل ...
پس نتیجه گیری ام اینگونه می شه که : برادر! فیلترینگ، جمع کردن سی دی ها، مبارزه با مفاسد و مفسدان اجتماعی ، کار خوبی است و کاملا مفید و تا حدودی موثر که موجب می شه اکثریت به این وسائل دسترسی نداشته باشند و را حت زندگی کنند ولی موضوع اینجاست که وقتی یک نفر یک چیز را بخواهد بدست می آورد؛ اگر یک نفر شهوتران باشد به هر صورتی شهوترانی می کند، که حتی در بعضی مواقع این محدودیت برای آنها نتیجه عکس می دهد. البته توجه داشته باشیم که شهوترانی فرد دقیقا متناسب است با دیتاها و پالس های شهوانی دریافتی اش یعنی آن کسی هم که نتیجه عکس می دهد در موردش حتما یک جوری شهوتران مانده است که باید بررسی شود ...
خوب حالا بیا سعی کنیم ببین این روحیه طلب و شهوت از کجا سرچشمه می گیره و چگونه متعادل می شه :
اول.
این نیاز، نیاز ذاتی انسان و واجب انسانیست ...
دوم. هر کس در حد زیادی این تمایل را دارد که با گذشتن از سن او و نزدیک شدن به سن اوج تمایلات شهوانی شدید تر می شود و طبیعتا می تواند پالس های شهوانی برای خود ایجاد کند ...
سوم. تفکر فرد ... برای مثال خودم من حتی اگر ایدئولوژی اسلامی هم نداشتم حاضر نبودم مثل یک روباه از ته مونده ی غذای بقیه استفاده کنم یا مثل مرغ دائم نک بزنم و دانه را ول کنم ... من انسانم ...
چهارم. نوع تربیت ... یک مسئله بارز می گویم بد نگیرید ... یه مرد که اخته می شه به دلیل اینکه شهوت بجز وابستگی به غدد جنسی به مغز و غدد تحریک کننده غدد جنسی نیز وابسته است و همچنین حس شهوت اعزم قوه ی خود را از طریق عضو خاص جنسی نشون می ده ... حالا بااین تفاسیر اگر یک مرد در کودکی اخته بشه و یا در سنی بالاتر حتی قبل از بلوغ جنسی در آن حالتی که سن بیشتری داشته حس جنسی را بهتر از حالت اول لمس می کند و البته در عذاب است چون به صورت غیر مستقیم تجربه آن را داشته است ... خوب حالا شما فکر کنید یک کودک در یک خانواده ی باز مطمئنا مشکل تر می تواند با محدودیت کنار بیاید چون به صورت غیر مستقیم دائم به او دیتا شهوانی می رسیده !
حال چه کنیم؟
اول و دوم. این نیاز، نیاز ذاتی است پس باید به موقع رام شود تا سرکشی نکند ...
سوم. وقتی شما این رفتار را به صورت کامل و درست که مطمئنا در اسلام جهان شمول تفصیل و تفسیر شده را می کنید، فرد از نظر عرفانی نیز گشترش پیدا می کند و در مسیر درست حرکت می کن ...
چهارم. یک فرد سالم (که به موقع بر نفس فائق آمده) با فردی همینگونه (طبق آیه ی : " زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكو خواهد بود." (نور/26) حتما به طور کلی از نظر عرفان و روح مانند هم اند) خانواده ای را خواهد ساخت سالم ... پس این مشکل در مورد فرزندان آنها نیز حل شده است ...
در آخر : حال همه می دانیم این عمل رام کننده چیست ...ازدواج... در مورد زمان نیز هیچ کس توانایی اعلام قطعی زمان ندارد که زمان انجام آن وابسته به شرایط فرد است ... خوب حالا ما به جای ایجا محدودیت های بهتر آیا بهتر نیست سعی در تسهیل در آن امر مهم کنیم؟! ... این نه تنها وظیفه ی دولت بلکه تمام افراد جامعه اسلامیست ....
یهودیان و خصوصا صهیونیست های یک رسم جالب دارند (شاید برایتان گفته باشم) : این رسم این است هنگامی که زوجی می خواهند ازدواج کنند، حضور در جشن برای همه آزاد است و هر کسی حق شرکت دارد ... به طوری که شاید در یک عروسی بیش از هزار نفر شرکت کنند، که خیلی هاشان مستقیما همدیگر و زوج جوان را نمی شناسند ... در این جشن عروسی تمام کسانی که شرکت کرده اند به مقدار وسع خود پول می دهند ... در پایان با توجه به جمعیت زیاد شرکت کننده و توجه به اینکه عموم امت یهود از وضع مالی خوبی برخوردارند و در عین حال در هنگام هدیه دادن به کسی فشاری نمی آید، پول هنگفتی جمع می شود که زوج در هنگام شروع زندگی با سرمایه خیلی بیشتری نسبت به دیگران زندگی مشترک را آغاز می کنند که خود این امر موجب می شود که این زوج نیز به یکی از ارکان قدرت زر تبدیل شود ... خوب شاید بتونید خودتون ادامه بدید و متوجه بشید به کجا می رسه ... به جایی که همه پولدار می شوند و عجیب نیست که با این رسوم امت یهود از قدرت زر بسیاری برخوردار است!

حال شما فکر می کنید همچین رسوم و رفتارهایی در اسلام وجود ندارد ؟! دارد و جزء فروع است ولی اگر در یک روند درست قرار بگیرد ...
خدا به داد رسد!!

در همین زمینه :: برای گروه الحدید :: ۱۲ خرداد

 

»» القلب حرم الله، فلاتسکن حرم الله غیر الله
این جمله را اول رساله ی نکاحیه نوشتم ... این را کی شنیدم ... آهان اون موقع که دفتر برداشتم رفتم پیش داداش محمد گفتم بگو من می نویسم ...
آره می گفتم این درس اول عشوقولی بازی بود ... قلب حرم خداوند است پس ساکن نکنید کسی را در خانه ی خدا غیر از خدا ...
بعد ماهم رفتیم تو کفش ... کی بود؟ ... آهان یه سال پیش همین موقع ها ... تو نماز جمعه ...
خودم هم یه نظم واسش گفتم : گر خواهی در دلی جای گیری / باید که تو رنگ خدایی گیری
ماهم گفت خوب خدا جون هر چی قراره بره این تو خودت بفرست ... از خودت باشه ...
آها می گفتم ... مطلب این بود که نمی فهمم که چرا کسی نمی تونه درک کنه که می شه عاشق بود (عرفانی نه بابا ... عاشق یه خانم!) ولی معشوق نداشت ...
من و آسید قرار گذاشتیم داماد آقا امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- بشیم ... من زدم زیرش چون پسر بدی شدم فکر کنم که دامادیم در حالت معلقه ... اون هم زد یه عقش دیگه من که می گم می گه تو عرفانت قد نمی ده ... نفس عشق مهمه نه معشوقش ... داری چی گفت؟ ... موضوع همین بود دیگه ... اینا رو گفتم که دم به ساعت نپرسی فائزه کیه!
رشک بردن زن کفران است و رشک بردن مرد ایمان ... پس حضرت یوسف -علیه السلام- برگرد که یه کم دیگه رشک بخوریم!!

»» امتحانا تموم شد و من الآن هیچ بهونه ای برای نخوندن کتابو قرآن ندارم ... فکر کنم یه 10 روزی هم به جز انتخابات خونه بمونم ... چی؟ ... آها نه! ... فردا می خواهیم با خاله جانم برویم جلو دانشگاه تحصن البته من باهاش می روم که بعدش دودره کنم برم ستاد پیشه ... و گرنه من برم بشینم پیش اون همه دختر قرتی با اون پسرای زن ذلیل؟!!

»» رفتار آرمانگرایانه ... برادر سجادم به تفکر و رفتار آرمانگرایانه من نقد دارد و می گوید تو به جایی می رسی که از این کار دست می کشی! ...
خوب تو ماشین داشتم روش فکر می کردم ... هنوز اینهو آدم روش فکر نکردم که بنویسم پس اینم هیچی ...

»» واسه خالی نبودن عریضه بریم سر انتخابات ... آخه یکی نمی گه رای اولیه کوچولو رو بهت دادن هی شاخ بازی در می آری ؟ ... الآن بچه یک سی دی آقای لاریجانی داماد شیخ شهیدمون هم بهم دادن ... اونو که کامل نگاه کنم حرف دارم ... سر ستادها ... سر حرف [...] بشری (عادت داریم واسه همه خانما یه پیشوند بیاریم این یکی استثنا بود!) ... سر حرف خاله جان نقد دل، که می گه برخلاف میلمون به لاریجانی رای نمی دیم ... و سر حرف خاله هدی که می گه مملکت چریک می خواد پس احمدی نژاد باید بیاد ... سر حرف داداش سجاد که رای سفید می ده ... سر حرف بروبچ خفن مدرسه که رای نمی دن ... بقیه هم در دست رس نبودن باهاشون حرف بزنیم ... بعد هم سر بزنید به الپر ببینید چقدر خوب در طی تخریند ... فرق بچه حزب اللهی با دوم خردادی اینه که دوم خردادی نامرده ... پس چی بچه حزب اللهی تخریب نیم کنه شرح می ده!! (لطفا انصار حزب الله را انقدر قاطی حزب الله نکنید!) ... ولی یه کی به ایشون بگه عوض اون حرفا یادتون نرود : گروگان گیری سه سرباز و ریختن بنزین روشون ... یادتا نرود کتک زدن دانش جوهای حزب الله ... یادتان نرود تخریب کامل کوی دانشگاه... یادتان نرود توهین علنی در وبلاگ ها به شیعه و ائمه ... یادتان نرود تجاوز ترکیه به حریم هوایی ایران هنگام کودتای 18 تیر ... یادتان نرود تخریب بسیج امیرکبیر ... یادتان نرود کتک خوردن بسیجی ها در امیر کبیر ... یادتان نرود شیرین عبادی برای کودکان فلسطین و لبنان هیچ نگفت، برای دانشجوی مقتول در کانادا هیچ نگفت ولی برای زهرا کاظمی جاسوس کانادا چه کرد، برای بهاییون چه کرد... یادتان نرود[...] ... آقا علی پیر حسینلو ... خیلی بد است یه دفعه آدم همه چیز یادش برود ... و مطالب را نصفه پخش کند...

»» آهای انصار حزب الله ای ... صدا می رسه ... اگه تازه واردشونی بهت بگم بد جایی اومدی برگرد ... خواستی بعدا یه لیست از گند های این گروه واست بنویسم ... اگه

 قدیمی هستی ... بسه دیگه ... حالا سال 1384 هم باید چوب نشریه شلمچه آقای الله کرم را ما حزب اللهی های اصلاح طلب بخوریم؟ ... خوبه آقای الله کرم ؟! یه جا جواب این همه نمردی را بهت می دم ... روزنامه توسعه امروز را بخوانید ... تیتر زده بود. چی را؟ خاطره ی نشریو راهپیمایی های دانش جویان انصار حزب الله را ... آقایان انصار حزب الله می شه ما از شما بخوایم از یه کاندیدا طرف داری نکنید؟ خدایی واسه کاندیدا هم بهتره ها! ... آهای صدرا ... آهای انتقام ... آهای شکاریست ... امر به معروف و نهی از مکر استراتژی می خواد ... الآن سال 1384 شمسیه ... پسرکان جو گیر ... الآن آخر الزمانه ...جنود شیطان و سفیانی بینمان پخشن ... مبارزه استراتژی می خواد ... اگه اونا 16 سال گند زدند ... روند نهی از منکر شما ها را هم مردم 25 ساله دارن تحمل می کنن، تاثیر داشت؟! چه قدر آدم که زده نکردید از دین؟! ها؟! فکر کنید تندرو ها!!
عقلانیت!!! بخرج بدید !! ...

»» خوب یادم باشه چیا باید تایپ کنم :
/تک و پاتک/ بیروت، محمد مهدی، صالحه، ریحانه و من / سعید عسگر / 18 خرداد / معین کیست؟ مجاهدین چیست؟ / به چه کسی رای بدهیم / تحلیل آمار شهرستان ها و روند چند روز آینده ... / رفتار آرمانگرایانه

»» چند تا لینک برای حسن ختام :

والسلام
 

   



آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :