بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

"و كیست نیكوسخن‏تر از كسى كه به سوى خداوند دعوت كند، و كارى شایسته در پیش گیرد و بگوید كه من از مسلمانانم‏.(فصلت 33)"
"و به نامؤمنان بگو هر چه مى‏توانید بكنید كه ما نیز مى‏كنیم‏.(هود 121)"

یک عادت خوب شیخ مان بهمان یاد داد، گفتیم به اضافه ی نتیجه اش، آن را هم بهتان بگوییم، شما هم عادت کنید اگر عادت ندارید، چیز خوبیست، به هوای ریا هم نگذارید.
آن هم این است که هر وقت به جایی می رسم که مخم دیگر قد نمی دهد، از قرآن کمک می گیرم، منظور استخاره نیست، منظور گرفتن شرح و تفصی است. همیشه هم جواب می دهد، البته هر چقدر آن روز را پاک تر باشید و گناه نکنید، هم نتیجه بهتر است و هم بیشتر حال می کنید.
این چند روز ذهنم مشغول یک رابطه ی عاطفی چند ماهه بود، دیگر خسته شده بودم از هرروز فکر کردن و به نتیجه نرسیدن؛ در ضمن بعد از فهمیدن شهادت ایلیا، از زمانی که فهمیدم تا الآن در حال گیجی هستم و عصبی، عصبی از جاماندن، کلا حالم خراب بود، از خدا خواستم برایم حال و هوا و اعمال این شهید را توصیف کند؛ در عین حال برای مجمع هم سوال کردم. شرح شخصی ندارد این آیات، آن آیاتی که جواب هایم درشان بود را مشخص کردم، یک شرحی کوچک هم بر بعضی هاشان گذاشته ام.

ایلیا؛
فصلت 21-38
معنی :
به پوستهایشان گویند چرا بر ما گواهى دادید؟ گویند ما را خداوندى كه هر چیز را به سخن درآورد، به سخن درآورده است‏، و او شما را نخست‏بار (كه چیزى نبودید) آفرید، و به سوى او بازگردانده مى‏شوید.(21)و شما پرده‏پوشى نمى‏كردید از اینكه مبادا گوشهایتان و چشمهایتان و پوستهایتان بر شما گواهى دهند، (بلكه از این روى بود كه‏) گمان مى‏كردید خداوند بسیارى از كار و كردارتان را نمى‏داند.(22)و این گمان شما بود كه در حق پروردگارتان مى‏پنداشتید كه شما را هلاك كرد و از زیانكاران شدید.(23)پس اگر شكیبایى ورزند، آتش (دوزخ‏) جایگاه آنان است‏، و اگر بخشایش طلبند ، از بخشودگان نیستند.(24)و براى آنان همنشینانى گماشتیم كه حال و آینده‏شان را در نظر ایشان آراسته جلوه دادند، و در میان امتهایى از جن و انس كه پیش از ایشان بوده‏اند، حكم (عذاب‏) در حق ایشان تحقق یافت كه ایشان زیانكار بودند.(25)و كافران گویند به این قرآن گوش مدهید و در اثناى خواندن آن سخنان بیهوده بگویید، باشد كه پیروز شوید.(26)پس به كافران عذابى سخت بچشانم‏، و بر وفق بدترین كارى كه كرده‏اند ایشان را جزا دهیم‏.(27)این است جزاى دشمنان خدا كه آتش (دوزخ‏) است‏؛ كه در آنجا سرایى جاودانه دارند، كه كیفر آن است كه به آیات ما انكار مى‏ورزیدند.(28)و كافران گویند پروردگارا كسانى را از جن و انس كه ما را گمراه كردند، به ما نشان بده تا به زیر گامهایمان دراندازیمشان كه از فروماندگان باشند.(29)بیگمان كسانى كه گویند پروردگار ما خداوند است‏، سپس پایدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند (و گویند) كه مترسید و اندوهگین مباشید و شاد شوید به بهشتى كه به شما وعده داده مى‏شد.(30)ما دوستداران شما در زندگانى دنیا و در آخرت هستیم‏، و در آنجا براى شما هر چه دلهایتان بخواهد و هر آنچه بطلبید هست‏.(31)كه پیشكشى از (خداوند) آمرزگار مهربان است‏.(32)و از آیات او شب و روز و خورشید و ماه است‏؛ در برابر خورشید و ماه سجده نكنید، بلكه در برابر خداوندى كه آنها را آفریده است -اگر تنها او را مى‏پرستید- سجده كنید.(37)و اگر تكبر ورزیدند، بدان كه كسانى كه نزد پروردگارت هستند، در شب و روز او را تسبیح مى‏گویند و ایشان ملول نمى‏شوند.(38)و كیست نیكوسخن‏تر از كسى كه به سوى خداوند دعوت كند، و كارى شایسته در پیش گیرد و بگوید كه من از مسلمانانم‏.(33)و نیكى و بدى برابر نیست‏. همواره به شیوه‏اى كه آن نیكوتر است مجادله كن‏، آنگاه (خواهى دید) كسى كه بین تو و او دشمنى‏اى بود، گویى دوستى مهربان است‏.(34)و آن را جز شكیبایان نپذیرند، و آن را جز بختیار فرانگیرد.(35)و اگر وسوسه‏اى از سوى شیطان تو را به وسواس افكند، به خداوند پناه ببر، چرا كه او شنواى داناست‏.(36)

ایلیا؛
هود 118- 123 و یوسف 1-14
هود 118 -123 :
و اگر پروردگارت مى‏خواست مردم را امت یگانه‏اى قرار مى‏داد؛ ولى همچنان اختلاف مى‏ورزند.(118)مگر كسانى كه خداوند (بر آنان‏) رحمت آورد؛ و براى همین آنان را آفریده است‏؛ وعده پروردگارت (چنین‏) سرانجام گرفته است كه جهنم را از جن و انس آكنده خواهم ساخت‏.(119)و یكایك از اخبار پیامبران بر تو مى‏خوانیم‏، همانچه به آن دل تو را استوار مى‏داریم‏؛ و در این (سوره‏) حق و موعظه و تذكرى براى مؤمنان بر تو نازل شده است‏.(120)و به نامؤمنان بگو هر چه مى‏توانید بكنید كه ما نیز مى‏كنیم‏.(121)و منتظر باشید كه ما نیز منتظریم‏.(122)و علم غیب آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه كارها به سوى او بازگردانده مى‏شود؛ پس او را بپرست و بر او توكل كن و پروردگارت از كار و كردارتان غافل نیست‏.123
یوسف 1-14 :
به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان
الر (الف‏. لام‏. راء.) اینها آیات كتاب روشنگر است‏.(1)ما آن را به صورت قرآنى عربى (و روشن‏) نازل كردیم‏؛ باشد كه اندیشه كنید.(2)ما بهترین داستانسرایى را با وحى فرستادن همین قرآن بر تو مى‏خوانیم و بیگمان پیش از آن از بیخبران بودى‏.(3)چنین بود كه یوسف به پدرش گفت‏: پدرجان من در خواب یازده ستاره دیدم‏، و خورشید و ماه را؛ دیدم كه آنها به من سجده مى‏كنند.(4)(یعقوب‏) گفت‏: فرزندم خوابت را براى برادرانت بازگو مكن كه در حقت بدسگالى مى‏كنند، چرا كه شیطان دشمن آشكار انسان است‏.(5)و بدینسان پروردگارت تو را برمى‏گزیند و به تو تعبیر خواب مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب به كمال مى‏رساند، همچنانكه در گذشته بر پدرانت ابراهیم و اسحاق به كمال رسانده بود؛ بیگمان پروردگارت داناى فرزانه است‏.(6)به راستى در داستان یوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست‏.(7)چنین بود كه گفتند یوسف و برادرش (برادر ابوینى او) از ما نزد پدرمان محبوب‏ترند و ما براى خود جوانان برومندى هستیم‏؛ بیگمان پدرمان در گمراهى آشكار است‏.(8)(یكى گفت‏:) یا یوسف را بكشید، یا در سرزمینى (گم و گور) بیندازید، تا توجه پدرتان فقط به شما پرداخته شود؛ و پس از آن مردمى درستكار شوید.(9)گوینده‏اى از میان آنان گفت یوسف را نكشید، بلكه اگر مى‏خواهید كارى بكنید او را در نهانگاه چاهى بیندازید كه برخى از كاروانیان او را برگیرد.(10)گفتند پدر جان‏، چرا در كار یوسف ما را امین نمى‏دارى‏؟ حال آنكه ما خیرخواه او هستیم‏.(11)او را فردا همراه ما بفرست تا بگردد و بازى كند و ما مراقب او هستیم‏.(12)(یعقوب‏) گفت اینكه شما ببریدش مرا اندوهگین مى‏كند و مى‏ترسم كه شما از او غافل شوید و گرگ او را بخورد.(13)گفتند در حالى كه ما جوانانى برومند هستیم‏، اگر گرگ او را بخورد، در آنصورت (ضایع و) زیانكاریم‏.(14)

معشوقه؛
توبه 100-111
معنی :
و پیشروان نخستین از مهاجران و انصار و كسانى كه به نیكوكارى از ایشان پیروى كرده‏اند (تابعان‏)، خداوند از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند و براى آنان بوستانهایى آماده كرده است كه جویباران از فرودست آن جارى است و -جاودانه‏- در آنند؛ این رستگارى بزرگ است‏.(100)و از اعرابیان پیرامون شما و نیز از اهل مدینه منافقانى هستند كه به نفاق خوگر شده‏اند؛ (تو) آنان را نمى‏شناسى‏، ما ایشان را مى‏شناسیم‏، دو بار عذابشان خواهیم كرد، سپس دچار عذابى سهمگین شوند.(101)و دیگرانى هستند كه به گناهان خویش اعتراف كرده‏اند و كار شایسته را با كار دیگر كه ناشایسته است آمیخته‏اند، باشد كه خداوند از آنان درگذرد، چرا كه خداوند آمرزگار مهربان است‏.(102)از اموال ایشان كفاره‏اى بگیر كه بدان پاكیزه‏شان و پیراسته‏شان مى‏كنى و در حق آنان دعا كن كه دعاى تو مایه آرامش آنان است و خداوند شنواى داناست‏.(103)آیا ندانسته‏اند كه خداوند است كه توبه بندگانش و نیز صدقات (كفارات‏) را مى‏پذیرد؛ و اینكه خداوند توبه‏پذیر مهربان است‏.(104)و بگو كارتان را بكنید و به زودى خداوند و پیامبر او و مؤمنان در كار شما خواهند نگریست‏، و زودا كه به محضر داناى پنهان و پیدا بازگردانده شوید، آنگاه شما را (از حقیقت و نتیجه‏) كار و كردارتان آگاه مى‏سازد.(105)و دیگرانى هستند كه واگذاشته به امر الهى‏اند، یا عذابشان مى‏كند یا از آنان درمى‏گذرد، و خداوند داناى فرزانه است‏.(106)و كسانى هستند كه مسجدى را دستاویز زیان رساندن و كفر و تفرقه‏اندازى بین مؤمنان‏؛ و نیز كمینگاهى براى كسانى كه پیش از آن با خداوند و پیامبر او به محاربه برخاسته بودند، ساختند؛ و سوگند مى‏خورند كه هدفى جز خیر و خدمت نداریم‏؛ و خداوند گواهى مى‏دهد كه ایشان دروغگو هستند.(107)هرگز در آن درنگ مكن‏، چرا كه مسجدى كه از روز نخست بنیادش بر تقوا بوده است‏، سزاوارتر است كه در آن درنگ كنى (و) در آن مردانى هستند كه دوست دارند كه پاك و پیراسته شوند؛ و خداوند پاكیزگان را دوست دارد.(108)آیا كسى كه بنیاد آن (مسجد) را بر خداترسى و خشنودى الهى گذاشته باشد بهتر است یا كسى كه بنیاد آن را بر لبه پرتگاه فروریختنى نهاده باشد كه به آتش دوزخ سرازیرش مى‏كند؛ و خداوند ستمكاران را هدایت نمى‏كند.(109)پیوسته بنیادى كه بنا گذاشته‏اند در دلشان شك و شبهه‏آمیز است تا آن زمان كه دلهایشان پاره و پراكنده شود؛ و خداوند داناى فرزانه است‏.(110)خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت از آنان خریده است‏؛ (همان كسانى كه‏) در راه خدا كارزار مى‏كنند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند؛ بر وفق وعده حقى كه به راستى و درستى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست‏؛ و كیست از خداوند وفادارتر به پیمانش‏؟ پس به دادوستدى كه به آن دست زده‏اید، شادمان باشید، و این همان رستگارى بزرگ است‏.(111)


 

"هرگز در آن درنگ مكن‏، چرا كه مسجدى كه از روز نخست بنیادش بر تقوا بوده است‏، سزاوارتر است كه در آن درنگ كنى (و) در آن مردانى هستند كه دوست دارند كه پاك و پیراسته شوند؛ و خداوند پاكیزگان را دوست دارد."
یه ضرب المثلی هست که می گه : خشت اول چون نهد معمار کج/تا ثریا می رود دیوار کج.
عشق و عاشقی یه جورایی چشم کور کنه، برای همینه که می گن عشق و عاشقی برای بعد عقد، قبل عقد مسئله کاملا عقلی باید بررسی بشه.
و حال اون چه جور خشت گذاشتنی که صاف و درسته ؟ :
"آیا كسى كه بنیاد آن (مسجد) را بر خداترسى و خشنودى الهى گذاشته باشد بهتر است یا كسى كه بنیاد آن را بر لبه پرتگاه فروریختنى نهاده باشد كه به آتش دوزخ سرازیرش مى‏كند؛ و خداوند ستمكاران را هدایت نمى‏كند."
و آخر و عاقبت کسی که خشت اولش کج باشه؟! که نمونش رو تو خونوادمون تازگی ها دارم می بینم که یکی یه همسر غیر مذهبی گرفت و حالا آخر و عاقبتش چیه...
"آیا كسى كه بنیاد آن (مسجد) را بر خداترسى و خشنودى الهى گذاشته باشد بهتر است یا كسى كه بنیاد آن را بر لبه پرتگاه فروریختنى نهاده باشد كه به آتش دوزخ سرازیرش مى‏كند؛ و خداوند ستمكاران را هدایت نمى‏كند."

 

مجمع؛
اعراف 138-149
معنی :
و بنى اسرائیل را از دریا گذراندیم‏، آنگاه به سروقت قومى رسیدند كه به پرستش بتانشان مى‏پرداختند؛ (بنى اسرائیل‏) گفتند اى موسى براى ما خدایى قرار بده چنانكه آنان خدایانى دارند. گفت به راستى كه شما قومى نادان هستید.(138)اینان بنیاد كارشان بر باد است و آنچه مى‏كردند باطل است‏.(139)گفت آیا جز خداوند را خداى شما بپسندم‏، حال آنكه او شما را بر جهانیان (همزمانتان‏) برترى بخشیده است‏.(140)و چنین بود كه شما را از (دست‏) فرعونیان رهانیدیم كه عذابى سخت به شما مى‏چشانیدند؛ پسرانتان را مى‏كشتند و زنان (و دختران‏)تان را (براى كنیزى‏) زنده نگاه مى‏داشتند و در آن آزمونى بزرگ از سوى پروردگارتان بود.(141)و با موسى سى شب وعده گذاشتیم‏، و آن را به ده شب دیگر پایان بخشیدیم‏، چندانكه میقات پروردگارش چهل شب كامل شد؛ و موسى به برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشین من باش و در اصلاح بكوش و از راه و روش اهل فساد پیروى مكن‏.(142)و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت‏، گفت پروردگارا خود را به من بنمایان تا بر تو بنگرم‏؛ فرمود هرگز مرا نخواهى دید، ولى (اگر اصرار مى‏ورزى‏) به آن كوه بنگر، اگر در جایش استوار ماند، مرا خواهى دید؛ پس چون پروردگارش بر كوه تجلى كرد، آن را پخش و پریشان كرد و موسى بیهوش درافتاد؛ سپس چون به خود آمد گفت پاكا كه تویى‏، به درگاهت توبه كردم و من نخستین مؤمن (به این حقیقت‏) هستم‏.(143)فرمود اى موسى (بدان كه‏) من تو را به پیامها و كلام خویش بر مردمان برگزیدم‏، پس آنچه به تو مى‏بخشم بگیر و از سپاسگزاران باش‏.(144)و در الواح (تورات‏) هر گونه پند و روشنگرى در هر باب براى او نوشته‏ایم‏، پس آن را به جد و جهد بگیر و به قومت دستور بده كه احكام نیكوى آن را دریافت (و به آن عمل‏) كنند، زودا كه سراى نافرمانان را به شما نشان دهم‏.(145)كسانى را كه به ناحق در این سرزمین تكبر مى‏ورزند از آیات خود باز مى‏دارم و هر پدیده‏اى و نشانه‏اى كه ببینند به آن ایمان نمى‏آورند و اگر راه رستگارى را ببینند آن را در پیش نمى‏گیرند و اگر گمراهه را ببینند آن را در پیش مى‏گیرند؛ این از آن است كه آیات ما را دروغ انگاشتند و از آن غافل بودند.(146)و منكران آیات ما و لقاى آنجهانى‏، اعمالشان باطل شده است‏؛ آیا جز در برابر كار و كردارشان جزا مى‏یابند؟(147)و قوم موسى در غیاب او از زیورهایشان پیكر گوساله‏اى ساختند و پرداختند كه بانگى (همچون بانگ گاو) داشت‏؛ آیا نمى‏دیدند كه با آنان سخن نمى‏گوید و راهى به ایشان نمى‏نمایاند؟ آن را به پرستش گرفتند و ستمكار (مشرك‏) شدند.(148)و چون پشیمان شدند و دیدند كه گمراه شده‏اند گفتند اگر پروردگارمان بر ما رحمت نیاورد و ما را نبخشاید، بیشك از زیانكاران خواهیم بود.(149)

والسلام