تبلیغات بسم الله الرحمن الرحیم
بعد سحر داشت چشام گرم می شد که صدام زد، از خواب پریده بود، می لرزید، پیشش خوابیدم و سرش رو تو دستام بغل کردم و موهاش را نوازش کردم، آروم شد ...
برادر بودن حس قشنگیست.
بسم الله؛
پیش نوشت.
ریحانه به خاطر درسش و پروژه اش می خواهد فعلا فارسی ننویسد برای همین این وبلاگ جدید را دارم برایش آماده می کنم که انگلیسی بنویسد:
نکست مارتیر را هم می دهم بهش تا وبلاگ های اسرائیلی و جهادی را فید کند و بخواند، شما هم می توانید استفاده کنید:
نوشت.
دچار تناقض شده ام، که آیا وبلاگ تجلی سایبری یک دهان وراج است، یا منبر خطابه ای هرچند صمیمی؟ آیا ما نسبت به پست های وبلاگ امان دچار نور یا نار خواهیم شد؟ آیا یک آدم بی تقوا مثل من حق پررویی و و دم زدن از امور متعالی در اینجا را دارد؟ آیا حتی اگر یک دهان وراج باشد، بیهوده سخن گفتن از مصادیق لغو نیست؟!
آن End of Show هم قضیه اش تو همین مایه ها بود، نه ملحد شده بودم، نه پشیمان، فقط ساکت شده بودم، این چند روز هم که وبلاگ را باز کرده ام اولا به خاطر این برنامه های جدید و تصویب اساسنامه ی مجمع و لزوم تبلیغ مجمع و دیگر سایت ها بود که سمت راست وبلاگ نوشته ام، و دوما اینکه بچه ها گفتن می خواهند آرشیوم در دسترس باشد.
پس فعلا اینجا تا نوروز ساکت است!
پی نوشت.
حلال کنید، جدا حلال کنید، تمنا و التماس می کنم که حلال کنید.
شب قدر یاد من باشید، جان مسیح یاد من هم باشید. آن موقع نیستم که یاد آوری کنم.
بسم الله الرحمن الرحمیم
وقتی من شهید شده بودم، وقتی یکی گریه کرد!
یکی خبر زده بود تو خبر گزاری که من لبنان دارم می جنگم!
می خواهم تا یک ماه دیگر هم گم و گور بشم! شب به خیر! در ظلمات حال کنید!
بسم الله الرحمن الرحیم
دکتر آراسته، دبیر شیمی پیش دانشگاهی، مرد نازنینی است، یحتمل به جز علامه حلی ای ها آن ها که نوشته های آقا رضای امیرخانی در مهر را در ایام ماضی دنبال می کردند می شناسندش، همان جوان کمونیست دیروز و پیر مومن شیعه ی امروز، همانکه با شاگردان قبل انقلابش طرح ترور شاه را هنگام بازدید از مدرسه ریخته بودند، بگذریم ...
سینتیک درس می داد، گفت اصولا عالم به سمت پاشیدن و بی نظمی پیش می رود، به سمت انبساط، ول شدگی، خدا خودش توی قران می فرماید که کذا و کذا (آیه یادم نماند)، می گوید که می پوسانیمتان، نمی گه خودتون خودتون رو می پوسنید، می گه می پوسید، آهن هم از هم می پاشد، خود به خودی، اوضاع همین است، اتاقتان را اگر دایم مرتب نکنید بعد یک روز شلخته ی شلخته می شود؛
برای منظم ماندن باید انرژی صرف کرد، و گرنه تمام عالم به سمت بی نظمی می رودف واکنش ها هم همینطور است، بی نظمی زیاد شود یک کمک به خود به خودی بودن واکنش است، و گرنه باید کار دیگر کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله؛
چند وقت پیش یکی بهم گفت "مسیح! ساکت باش!"؛ و من یک ماه و نیم نه تنها ساکت شدم، بلکه از حرف ها نیز فرار کردم، یک ماه ونیم است حتی ایمیل هایم را هم چک نکرده ام، هیچ روزنامه یا مجله ای نخوانده ام، کتابی (غیر درسی) نخوانده ام، یک ماه تلویزیون نگاه نکرده ام و اخبار ندیده ام، حتی مدتی گوشی موبایلم را که الآن نابود شده را نیز خاموش کردم، و چه قدر سکوت خوب است!، وقتی خودت را ساکت می کنی تازه می فهمی چه قدر موقعیت برای آموختن هست، و وقتی موالید مزاحم مدرنیسم را دور می کنی می بینی چه خوب است آرامش!
حالا این دفعه با خودم عهد کردم 6 ماه تلویزیون نبینم، مطبوعه ی سیاسی نخوانم و یک ماه موسیقی گوش ندهم.
پی نوشت.
طبق آمار جادی از دودردو، در تیرماه بعد از نیک آهنگ کوثر بیشترین پست ها را من داشته ام؛ و به دلیل حجیم تر بودن پست های من نسبت به کوثر، احتمالا همان رتبه ی اول هم برای خودم بوده!، در مراد هم با اینکه از 20 و اندی ام یعنی 10 روز ننوشتم چهارم شدم! خوب شهریور هم آخر شدم! این ها را به لیست افتخاراتم اضافه کنید!
در ضمن سایت مجمع را پس از تصویب اساسنامه با یک شکل جدید راه انداختیم دوباره! سایت های جدید که زدم بماند برای بعد.
گه نوشت
(118)
شطحیات
(23)
حزب الله، امت واحده.
(30)
روز نوشت
(42)
سیاسی
(28)
علمی-پژوهشی
(8)
مهدویت
(0)
شخصی
(25)
فرهنگ
(6)
جامعه شناس فردا
(3)
کمی ادبی
(3)
ذهن موقت
(9)
موبلاگ
(11)
اقتصاد
(1)
سیاحت غرب
(0)
اینترنت و وبلاگستان
(44)
اسلام
(20)
صهیونیسم
(16)
عدالت
(0)
جهاد و استشهاد
(15)
در محضر قرآن
(1)
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
(11)