تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - پست های مرداد 1385

بسم الله؛
پیش نوشت.
باید دوشنبه می فرستادم، ترسیدم وقت نشود! پیشاپیش بهتر از دیر فرستادن است.

نوشت.

به قول خودش 2 سال و 7 ماه و 21 روز طول می کشد، فرشته ای نزول می کند، در عمق ذهنم می نشیند، و در سراسر امواج و شیار های مغزم رخنه می کند، مرا فرا گرفته است؛ چند رجب طول می کشد تا می یابمش؟! نزول می کند در شیار های مغزم رخنه می کند، هنوز ندیدمش که صدای لطیفش گوش هایم را نوازش می کند، سرم را بالا می گیرم چشم هایم آغشته می شود، بویش را حس می کنم، مثل گل رزی که بوی گل محمدی داشته باشد، زیر پوستم وجودم می جوشد، این حس را تجربه نکرده ام، عظیم است، احساس حقارت می کنم، دوست دارم ساعت نگاهش کنم، صدایش و فقط صدایش را بشنوم، وقتی دستهایم لمس می شود ...
رخنه می کند، رخنه می کند، حال صدایش از گوش هایم؛ بویش ریه هایم را پرکرده؛ چشمم گزگز می کند، دستهایم را می فشارد؛ بوسه ای و ... رخنه می کند؛ دختری در رگ هایم می شتابد، خونم به دختری آغشته شده، تمام رگ های وجودم را می پیماید و در بطن راست قلبم می نشیند، در هر تپشی خونم آغشته اش می شود و تا عمق وجودم سیر می کند، خون های آغشته همه جا را فرا می گیرند، همه ی وجودم را شوق فرا گرفته؛
آغشته، آغشته، حس آغشته گی را چگونه باید توصیف کنم؟؛
منبسط می شود، قلبم را بزرگ می کند، انبساط، انبساط، توانش را ندارم، رشته های قلبم از هم می گسلد، از هم می پاشد، منبسط می شود، منبسط می شود، تمام وجودم را پر می کند، قلب دیگری در سینه ام می تپد؛ آن قدر وجودم را پر می کند که بال هایش از شنه هایم بیرون می زند، قلب دیگری در سینه ام می تپد، ذهن دیگری فکر می کند، بال های اش را باز می کند، اوج می گیرد، و منِ او را تا معراج پرواز می کند،

فریادی می رسد که دختری در آسمان ذهنم پر گرفته؛ من، او هستم.

***

درست 2 سال و 7 ماه و 21 روز!
با این 13 رجب یکسال کامل قمری!
تقدیم با عشق، تولدت مبارک.
چشم هایم خیلی وقت است از ندیدنت سویشان کم شد، حباب دختری در بطن راست قلبم جاگرفته تپش قلب و گردش خون های آغشته را مختل کرده، باید دختری در حباب جای گیرد.

***

بلبلی برگ گلی در منقار داشت / واندران برگ و نوا خوش ناله های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست / گفت ما را جلوه ی معشوق در این کار داشت

[حافظ علیه رحمه]

   


بسم الله الرحمن الرحیم


این اعمال زور آمریکایی ها حد و حساب ندارد! یک بار سرور استشهاد را در آمریکا اخراج کردند، یک بار که روی سرور صلح دیزاین در کانادا گذاشتیمش دو هفته نشد که یک ان جی او ازمان شکایت کرد؛ بالاخره بعد چند ماه به زور با کلی ارور سایت را روی سرور آنتی صهیونیسم صلح دیزاین در خوی بالا آوردیم.
یادم نمی رود که هاگاناه سر توهین های به حضرت رسول حتی به سایت یامحمد هم رحم نکرد و سعی می کرد سرور آن را بخواباند.
این ها را داشته باشید در کنار این که پس از بمباران قانا و کشتن کودکان غالب آی اس پی های اروپایی و آمریکایی سایت «از اسرائیل به لبنان» را فیلتر کرده اند! این هم برای اون هایی که می گن فیلترینگ در ملک آزادی وجود نداره.
همه ی اینها کافی نبود تا رسید دوباره به ما؛
این نامه ای که روی این سایت گذاشتیم، پتیشنش روی سایت پتیشن آنلاین که مثلا خیر سرش!! معتبر ترین سایت پتیشن است قرار داده شده بود. یک نامه ای روی این سایت قرار داشت که توسط اسرائیلی ها برای امید پیروزی برای سربازان اسرائیلی نوشته شده بود، این نامه در کل این یک ماه کمتر از 6000 امضا جمع کرده بود ولی نامه ی ما در سه روز حدود 1000 امضا جمع کرده بود که البته به لطف حمایت خیل کثیر سایت های پربازدید کننده مثل وب گذر و میهن بلاگ بود. به دلیل روند صعودی و میزان امضاهای روزانه پتیشن ما پتیشن اسرائیلی را پشت سر گذاشت و در 10 پتیشن برتر سایت جای گاه نهم را تا جایی که من یادمه یعنی یک روز قبل از حذفش گرفت. ولی اتفاقی که افتاد چی بود؟! ادمین سایت پتیشن آن لاین تا متوجه ی محبوبیت این نامه شد به دلائلی دروغین آن را پاک کرد.
شما بروید نامه را ببینید حتی یک اسم از حزب الله را نمی بینید ولی مثل اینکه حتی مطرح شدن جنایات اسرائیل هم برایشان خیلی گران تمام شده و گران تر از آن مشخص شدن میزان انزجار مردم از آن هاست!

نیز بخوانید.

+ تروریسم اینترنتی ( هاگانا ، جنگ صهیونیستی بر ضد وبگاههای اینترنتی اسلامی)؛ عمر عبد العزیز مشوح

   


من فهمیدم که

1385/05/20 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :گه نوشت ،

بسم الله؛
من بعد از اعتکاف فهمیدم که:

1. سخت ترین کار آوردن دختر زیر 18 سال به اعتکاف یا اردو است!
2. نکته ی مهم این است که در اعتکاف اجازه آوردن هر موبایل پیشرفته تر از 1100 باید ممنوع باشد.
3. وقتی آبجی کوچیکم گفت "برای دعوا کردن و اذیت کردنت دلم تنگ شده بود!" من فهمیدم که چقدر من رو دوست داره!
4. اگر اعتکاف وبلاگی گذاشتید ورود هر گونه آدم محلی و غیر وبلاگی و خانم جلسه ای و پیرزن را ممنوع کنید!


درضمن:
1. خدا رحم کرد مامانش من رو ندید! وگرنه تیگه بزرگم گوشم بود!
2. دلشون بسوزه! ما پایین کلاه قرمزی نگاه کردیم!


پی نوشت.
احمقانه ترین کاری که تو عمرم کردم این بود که سارا و ریحانه را با هم دیگه به اعتکاف دعوت کردم! حالا چند سال دیگه بهتون می گم چرا! بد بختی شروع شد! یکی آروم بود حالا عمرا نخواهد بود!

   


همه چیز خوب و عالی!

1385/05/19 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :گه نوشت ،

بسم الله؛
از همه اتان ممنونم! از حاج رضا که تمام مسئولیت اعتکاف بر دوشش بود تا رضا نجفی و حسن و پویان و روح الله و محمد آقا و ... که برای تامین مالی کلی دودندگی و کمک کردند.
از مجید و حسین و سجاد و بنیامین و علی و خانم باران و ... که چند بار بهمان سر زدند!
از مسئولای مسجد حضرت ابولفضل که تمام تلاششان را برای خوب برگزار شدن مراسم انجام دادند! مخصوصا خانم جلسه ای هایی که از این توانایی معجزه آسای کنترل دختران وبلاگ نویس بهره مند بودند!
از تمام دختر و پسرهای مراسم که تمام تلاششان را برای سالم برگزار شدن اعتکاف کردند! و شیطنت هایشان متعادل بود!
و از حمید برقبانی عزیز که نوحه خوانی آخر برنامه اش همه ی ما را شگفت زده کرد!

همه چیز خوب و جذاب و ایده آل تمام شد! حداقل برای اولین تجربه!

   


محل اعتکاف

1385/05/16 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :گه نوشت ،

بسم الله القاصم الجبارین

 

محل برگزاری مراسم اعتکاف وبلاگ نویسان مشخص شد:

خیابان آزادی روبه روی دانشگاه شریف، خیابان شهیدان ؛کوچه دکتر هوشیار

مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام

 

توجه :

سیستم  کامنت این پست تنها برای آمار گیری از دوستانی که علاقمند به

شرکت هستند فعال میباشد . لطفا عزیزانی که تمایل به شرکت در اعتکاف

را دارند اسم فامیل و نام وبلاگ خود را بنویسند.

 

                                                                  محمدرضا منتظرالقائم

                                                                با استفاده از حق برادری

   


بسم الله

www.peace4lebanon.com

وجدان بیدار ملتها کجاست؟
آیا انسانیت و شرف و مردانگی فراموش شده؟
آیا بمباران مناطق مسکونی و بیمارستانها و کشتن افراد غیر نظامی در لبنان و فلسطین، جنگ با تروریسم است؟
آیا وقت آن نرسیده که در برابر سلاخی زنان و کودکان و بی توجهی مجامع بین المللی سکوت را بشکنیم؟
آیا آنان که از حقوق بشر و آزادی و دموکراسی دم می زنند می توانند این جنایات را نادیده بگیرند؟
آیا حمایت کورکورانه قدرت طلبان جهان، به خصوص دولتهای آمریکا و انگلیس از اسرائیل یک اتفاق است و یا یک بازی سیاسی؟
...

ما امضاء کنندگان ذیل:
1- جنایات اسرائیل در لبنان و فلسطین را محکوم کرده و خواستار جلوگیری از کشتار غیر نظامیان در این درگیریها هستیم.
2- ما حمایت آمریکا و انگلیس و دیگر حامیان جنایات اسرائیل را که با سکوت و کار شکنی خود در تشدید این جنایات و قتل عام مردم بیگناه نقش دارند را محکوم می کنیم.
3- ما خواستار آنیم که سازمان ملل و شورای امنیت به وظیفه قانونی خود در برابر ملتها عمل کرده و نگذارند که بازیچه دست قدرتهای سیاسی گردند و بیش از این حیثیت قانونی خود را از دست دهند!
4- ما کالاهای اسرائیلی را تحریم کرده تا پول سلاحهای اسرائیلی و آمریکایی را که برای کشتن انسانهای بی گناه خرج می شود را نپردازیم!
5- ما خواستار پایان جنگ و ایجاد صلح بدون پیش شرط می باشیم.
و در پایان ما خواستار صلح و برابری جهانی هستیم. به امید روزی که خون کودکان و زنان و بی گناه به دست جنایت کاران جهانی بر زمین ریخته نشود.

   


اعتکاف

1385/05/15 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :گه نوشت ،

بسم الله الرحمن الرحیم
فردا شب باید معتکف شوند و شویم! وقت تنگه! بیچاره شدیم تا پول جور شد!
آقا قضیه این که بعد از قمی ها ما تهرانی ها هم قرار است اعتکاف وبلاگ نویسان بگذاریم؛ حال از جمیع برادر ها و خواهر هایی که می خوان تو این اعتکاف وبلاگ نویسان شرکت داشته باشن! اینجا برن ثبت نام کنن! فقط سریع!
فعلا واسه 50 تا پسر و 50 تا دختر پول جور کردم!

فرم ثبت نام حضور در اعتکاف وبلاگ نویسان

   


www.LINKADE.IR

   


از بهشت می لاگم!

1385/05/14 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :اسلام ،

بسم الله؟!
«آیا خداوندی هست؟»

فكرش را بكن جلوی مرز، در لحظه ای كه هیچ كس حواسش به تو نیست و می تونی از زیر در بری؛ یا در لحظه ای كه تو فرودگاه بلیط دمشق دستت است؛ یا لحظه ای كه می خواهی ماشه را بچكانی؛ یا لحظه ای كه انگشتت روی دكمه است و می خواهی بفشاریش؛ مثل رعد از ذهنت رد شود كه «آیا خداوندی هست؟!»؛ و برود تا عمق ذهنت را بسوزانت و جا خوش كند، و نه می توانی اثباتش كنی و نه نفی؛ همین می شود كه یه لحظه مكث می كنی و برمی گردی، و یك دفعه خودت را گم و گور می كنی و غیبت می زند؛
خوب خیلی توفیر دارد اگر خداوند باشد تا نباشد.


***


با خودم می گویم:
- اگر خداوند نباشد دیگر كسی نمی ماند كه من را به خاطر خودم، نه به خاطر خصوصیاتم، نه به خاطر نسبتم، و نه به خاطر اینكه محمدمسیح هستم؛ فقط به خاطر اینكه هستم دوستم داشته باشد؟!
- این خداوند كه خداوند نیست! سوراخ پر كن است!


پی نوشت.
اول؛
شرمنده ی تمام كسانی كه نگرانشان كردم، اصلا دوست ندارم بقیه را در كفر خودم شریك كنم، همین!
دوم؛ www.peace4lebanon.com
سوم؛ وبلاگ جمعی مجمع را هم بروز كردم! ببینید.

   


هیچ خبری نیست

1385/05/11 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :جهاد و استشهاد ،

بسم الله القاصم الجبارین

این پست را من مینویسم .

چون سراغ محمد مسیح را از من میگیرند .

تمام این سوال ها را اینگونه جواب میدهم:

ما برگشته ایم اما بدون محمد.

از سرنوشت وی هیچ اطلاعی در دست نیست.

پیگیری میکنیم اما ...

                                  محمد رضا منتظرالقائم

                                 با استفاده از حق برادری

   


جای وصیت نامه!

1385/05/3 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :جهاد و استشهاد ،

بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز اولین روز بود كه دیگر بهت فكر نكردم؛ تو قاعده ی اهلی كردن و اهلی شدن را زیرپا گذاشتی، خودت كردی و حال نكهت تو هیچ فرقی با دیگر گل های باغ ندارد، شاید خیلی هایشان از تو نیز خوش بوتر باشند؛ حال تو هم مثل خیل دیگر فرشتگان خدا هستی، مثل قبل، مثل قبل از آنكه بگویی در آن شب بارانی به خاطر من نزول كردی، مثل قبل از آنروز كه روی نیمكت پارك نشسته بودی و من روی سنگ روبرویت، یك نگاه به سمت راست كردم، آن جا زوجی داشتند شوخی می كردند و می خندیدند، بعد زل زدیم توی چشم های هم، پرسیدم «تو منو دوست داری؟»؛ چشم هایت را بستی و صورتت را پایین انداختی و آرام گفتی «خوب ... آره!»؛ ولی حیف كه دیر فهمیدم چرا آن روز دیگر گفتی بیا گل برگ های گل رزهایی را كه برایت گرفته بودم را پرپر كنیم،
حال من خودمم، یك نفر!؛ قرار بود هر وقت كار اشتباهی كردیم كه خدایمان را ناراحت می كند قرارمان را به یاد دیگری بیاندازیم، و حتی تر قرار بود كه ...
و حال من تنها، تنها كه نه با محمدرضا كه می گفت هیچ وقت همدیگر را تنها نخواهیم گذاشت مثل اون دوتا شهید محبوبمان؛ تنها ...، تا خط جولان می رانم، و از مرزها می گذرم، از دروازه ی شرقی همچون مسیح –علیه السلام- داخل قدس می شوم، دور مسجد می رقصم، می چرخم، می گردم، و تنها سر قرارمان، در شرقی مسجد حاضر می شوم ...
و تویی نخواهی بود، كه وقتی روی زمین می افتم سرم را در دامنت بگذاری و شهادتین تلقین كنی.
من تنها تا خط جولان می رانم؛ من با اسرائیل وارد جنگ می شوم، چه بگذارند از مرز بازرگان رد شوم و چه مجبور باشم در این ملك بمانم و گونه ای دیگر شمشیر بزنم ولی تو با علم و خصلت های این دنیا مشغول باش؛ علمی كه مدیون بی ایمانی و بی خدایی بشر است و مشغول شدن بدان انسان را كافر می كند.
من تنها می روم چون تو قاعده ی اهلی شدن را زیر پا گذاشتی ...

מוֹחמְמך מסִח מחךןִ

+ پیمان بسته بودیم

   


بسم الله الرحمن الرحیم
خودم تایپ نكردم غلط هایی كه ممكن است در كلمات باشد احتمالا از خطای خواندن متن و تایپ توسط تایپیست می باشد.

خواهرمان انار از من خواسته که برای این بند از نوشته اش جواب بنویسم:

 «"پ" از من پرسیده که این بچه های استشهادی که ثبت نام کرده اند که برند خودکشی انتحاری بکنند منطقشون چیه. من سعی کردم توضیح بدم اما بلد نبودم. میشه معروفین وبلاگستان پادرمیونی کنید یکی از این استشهادی ها یه جور ساده ای توضیح بده که چرا این کار رو میکنند. برای کسی که مسلمون نیست...از این بازی با لغت و پیچیده حرف زدنهای اسلامی/ایرانی هم چیزی سر در نمیاره. یه لیست بنویسید که چرا کشتن خودتون و یه عده بیگناه دیگه براتون توجیه شده است. یه چیزی بنویسید که من بتونم برای یه آدم هندی ترجمه کنم. یه آدم هندی که تحصیل کرده است. دنیا رو کمی گشته. باز فکر میکنه. دوستش ایرانیه. فکر نمیکنه همه خاور میانه ایها تروریستند. اما این کار رو نمیفهمه. من هم نمیفهمم اما شاید برای اون وقتی مینویسید خودتون رو ملزم بدونید که واضح تر بنویسید و بیشتر از اصول انسانی شاهد بیارین تا اسلامی. ممنون میشم.»
خب قبل از هر حرفی دوتا عبارت آزاردهنده در این متن وجود دارد،

اول " خودکشی! "؛ بار منفی خیلی خیلی زیادی دارد، یعنی کسی که از زندگی کردن بریده و هیچ کاری نمی تواند بکند و احتمالاً به خدا هم عقیده کاملی ندارد و گرنه پس از کمی تفکر در خدا و صفاتش از خودکشی پشیمان می شد، و فکر نمی کنم همچنین صفتی لایق حسین فهمیده 13 ساله ای باشد که اگر خودش را زیر تانک نمی انداخت و منفجر نمی کرد، نه تنها یک گردان که پشت خاکریز بودند قلع و قمع می شدند بلکه با از دست دادن آن منطقه مقدمات کشته شدن عده بیشتری از سربازان یا غیرنظامیان- که هیچ کدامشان شروع کنده جنگ 8 ساله نبودند- را فراهم می آورد.

+ استشهاد خودکشی نیست؛ محمدرضا منتظر القائم
دوم؛ " یک عده بی گناه "؛ خداییش من نمی توانم یهودی های ساکن قدس را که داخل" خانه" غصب شده یک فلسطینی بدبخت زندگی می کنند، یا مرد یهودی ای که علاوه بر خدمت وظیفه اشان 11 روز از سال را به خدمت به ارتش اسرائیل برای بیشتر کشتن مردم، اخراج بیشتر افراد، توسعه روند مهاجرت به اسرائیل و غصب خاک بیشتری از فلسطین اختصاص دارد را افرادی " بی گناه " بدانم؛ من ترجیح می دهم در متنم از افراد منظور خانم " انار " با عنوان " غیرنظامی های اسرائیلی " نام ببرم.
از اینها که بگذریم به چند مطلب ذیل می رسیم که؛

  • بنده و هیچ کدام از کسانی که با نام استشهادیون کنار وبلاگم لینکشون را گذاشتم از کسانی نیستند که در 5 یگان ستاد پاسداشت شهدای جهان اسلام، معروف به " یگانهای استشهادی " ثبت نام کرده باشند، بلکه شخصاً در اعتراض به این ستاد یک پست مفصل با عنوان " ستاد پاسداشت یا فانتزی استشهادی ها" نوشته ام که خواندنش را به همه توصیه می کنم تا هم روزی 10 بار کسی از دلیل ثبت نامی که نکرده ام نپرسد و هم کسی از حزب اللهی ها از عملکرد اشتباه آنها دفاع نکند.

  • هر چند جواب بعضی شبهات مطرح شده در کامنتینگ خواهرمان را خواهم داد، ولی چند مطلب که هم در مطلب وهمک در کامنت های ایشان تکرار شده را باید توضیح دهم، " انجام عملیات برای رفتن به بهشت" ، " جهاد برای نابودی تمام کفار" ، " کشتن غیرنظامی ها در عملیات های انتحاری فلسطینی ها" و " رابطه عقده های جنسی و میل به رفتن به بهشت و هم خوابه گی با حوریه های باکره؛

    • عملیات استشهادی را از دو وجه می توان نگاه کرد، نگاه به "وجه شخصی و قابلیت از جان گذشتگی" ، و نگاه به " وجه مبارزه و طرف مقابل دشمن"

      • وجه شخصی؛ این وجه را از دو حیث مرگ خواهی و قابلیت مرگ بررسی می کنم؛ آیا شما تا بحال عاشق شده اید؟ در چه حد؟ من افراد زیادی در زندگی ام وجود دارند که شاید معشوق های من نباشند ولی چنان جایگاهی در زندگی من دارند که اگر با مرگم زندگی و سعادت آنها را بتوانم تضمین کنم حتماً این کار را خواهم کرد، در عین حال شما این را بگذارید در کنار این که یک موجود فراتر و عزیزتر از ایشان – خداوند – مرا امر به اینکار و دفاع از ایشان کرده باشد؛ حس مرگ خواهی هم مسئله مفصلیست که حدوداً در مطلب "چرا استشهادی شدم؟ " درباره آن گفته ام.

      • دشمن؛ کسی قدرتمند به حقوق شما تجاوز کرده، هر روزه عده زیادی از مردم شما را می کشند، و اگر جلویش را نگیرید خانه هایتان را غصب خواهد کرد – نمونه اش جنگ ایران و عراق – شما چه خواهید کرد؟ می ایستید و نگاهش می کنید که هر چه می خواهد بکند، با این توجیه که نمی خواهید خشونت به کار ببرید؟ من و امثال من اینگونه نیستیم؛ ما مبارزه خواهیم کرد، در یک جا مثل جنگ الان لبنان جنگمان جنگی موشکی و بعضاً زمینی خواهد بود، و جایی مثل 17 سال پیش ایران یا 14 سال پیش لبنان کسی حس می کرد می بایست برای عبور گردان از میدان مین خودش را به روی مین ها بیندازد یا با عملیات استشهادی با انهدام یک کامیون مملوء از مواد منفجره 240 تفنگدار آمریکائی که به خاک لبنان تجاوز کرده بودند را به درک واصل کند، ولی چیزی که در تمام این موارد حضور دارد روحیه شهادت طلبی است ولی الزامی وجود ندارد که لزوماً بصورت عملیات انتحاری استشهادی متجلی شود؛ اقدام به این عملیات رابطه مستقیمی دارد با موقعیت – توان نظامی – و سود – 240 تفنگدار را به هیچ وجه در یک مبارزه نظامی نمی توانستند نابود کنند- دارد.

    • البته سر اینکه چرا یک نفر مثل محمد مسیح بجای دکترشدن، این مسیر را انتخاب می کند را می توان در تعصبات خاص خودش و روحیه مرگ خواهی جستجو کرد، وگرنه همین محمد مسیح بسیار به جامعه شناسی علاقه دارد ولی باید قبول کنیم که جامعه از افراد با نقش متفاوت تشکیل شده است، و این تنوع و تکثر نقش ها ناشی از تنوع این احساسات و تمایلات است.

    • کشته شدن غیرنظامی ها؛ خداوند در سوره بقره آیه 190 می فرماید: « بجنگید در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، ولی از حد تجاوز نکنید که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.»
      واقعیت اینست که دین و اسلام خطوط قرمزی برای ما تعیین کرده است که ما را به شدت محدود می کند، شریعتی که قطع کردن بی لزوم درختان در زمان جنگ را حرام می شمارد یقیناً راضی به تجاوز از حدود و کشتن غیرنظامیان – در صورتی که بصورت مستقیم نظام ها کمک نکنند، شما که جاسوس را یک غیرنظامی عادی نمی دانید؟ - را جایز نمی شمارد ولی باید توجه داشته باشید که شریعتی که من از آن حرف می زنم «تشیع» است وگرنه شما در فلسطین با گروه حماس مواجهید که در مبدأ – اخوان المسلمین – با القاعده یکی است، و عقائد عموم قابل توجه اعضایش سلفی – وهابی – است. پس نمی توانید انتظار داشته باشید من بخواهم اعمال آنها را که از نظر خودم غیرشرعی و غیرانسانی می دانم توجیه کنم.
      در همین رابطه مطلبی با عنوان " دفاع مشروع، ترور و عملیات شهادت طلبانه" در وبلاگم وجود دارد که حدوداً جزئیات حدود شرع شیعه در اینباره را بیان می کند.

      + آیات جهاد

    • چرا در خارج از ایران هم مبارزه می کنیم؟!؛ خوب این سوالیست كه شما از نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، یا نیروهای سازمان ناتو هم می توانید بپرسید؛ دلائل من هم چیزی شبیه آن هاست، نیروهای حافظ صلح وظیفه اشان حمایت از كسانی است كه حامی ای ندارند یا كسی نمی تواند در آن منطقه امنیت را در دست بگیرد؛ نیروهای ناتو هم طبق پیمانی موظفند در مواقع لازم از هم پیمانان خود حمایت كنند؛ خداوند در قرآن همچین دستوری را در آیه 57 ام سوره ی نساء به ما می دهد كه «چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعیف شده‏اند پیكار نمى‏كنید؟، همان افراد (ستمدیده‏اى) كه مى‏گویند خدایا ما را از این شهر كه اهلش ‍ ستمگرند بیرون ببر و براى ما از طرف خود سرپرست قرار بده. و از براى ما از طرف خود یار و یاورى تعیین فرما.»
      ما بر خود لازم می دانیم كه هر جا ستمی به كسی شد، یا عده ای را به خاطر اسلام كه هم آیین ما هستند آزار دادند، یا در مواقعی كه كفار حیات دین ما و حیات هم كیشان ما را مورد تهدید قرار دادند با آن ها مبارزه كنیم؛ البته این حمایت هر وقت به گونه ایست، در مورد لبنان ما خودمان نیروهای حزب الله لبنان را تربیت كردیم و در حال حاضر آن ها نیروهای انسانی كافی دارند، و بر ماست كه آن ها را از نظر تسلیحاتی تقویت كنیم، ولی در عراق بر بعضی از ما كه تواناییش را داشتیم واجب بود كه عملا در كربلا و نجف از حریم شیعه و اسلام دفاع كنیم! و در فرانسه و كشورهای اروپایی كه مسلمانان و مخصوصا دختران محجبه تحت فشارند و دین ما تهدید می شود، موظفیم از طرق مختلف از فشار سیاسی تا امكانات مالی برای تاسیس موسسات مخصوص مسلمانان از آن ها حمایت كنیم.

    • جهاد علیه کفار؛ اسلام فوب هایی که در وبلاگ " افکار" برای خانم انار کامنت گذاشته اند توجه نداشته اند که آیات قران کریم در کنار یکدیگر تفسیر می شوند؛ نه تک تک. در نوشته " دفاع مشروع، ترور و عملیات شهادت طلبانه" دلائل شرعی اینکه چرا " جهاد ابتدائی " – همان جهاد با کفار در غیرحالت دفاعی (جهاد دفاعی) را جهاد ابتدائی می گویند- در عصر حاضر نباید انجام شود را بیان می کند ( جهاد ابتدائی در حضور معصوم (ع) قابل اجراست.)؛ در عین حال که در آیات بقره 256، نحل125، کهف29، یونس99، و شعراء 4-3 تصریح می شود که دین باید با دعوت گسترش یابد، نه اجبار؛ در عین حال که در آیات نساء128، بقره208، انفال61 و توبه 90 از اهمیت صلح و اینکه صلح بر جنگ اولویت دارد سخن گفته می شود ( البته توجه داشته باشید اگر دشمن قسمتی از خاک ما را اشغال کند و بعد تقاضای صلح کند از نظر پذیرفتن این صلح غیرمنطقی است) و با این توصیفات عملکرد القاعده  ی وهابی و آرزوی فتح روم برادران فلسطینی نیز غیرمنطقی و غیرشرعی است. البته استاد دکتر علی مطهری یادداشتی با عنوان «اسلام و صلح» دارند که خواندن آن را برای اطلاع درباره علت نزول آیات جهاد بحث برانگیز برای مثال دلائل حکم جهاد در صدر اسلام با کشورها و دولت های مشترک توصیه می کنم.

    • بهشت و حوریه و عقده های جنسی؛ مشخصاً اگر دوستان خانم انار و خودشان یادآوری نمی کردند هیچ وقت در اینباره به یاد بهشت و جهنم نمی افتادم، چون اولاً شوق معنوی من برای شهادت هیچ وقت کسب پاداش و لذت نبوده، بلکه شوق وصل بوده است که حضرت مولانا به زیبائی در نی نامه شرح حال کمترین هائی چون من را بیان می کند.
      در عین حال یکی از ضعف های بنده است که در مورد اعمالم ازآخرت با مصاف بهشت و جهنم غافلم وسعی در درک قبح یا فضل ذاتی اعمال دارم و در بعضی مواقع که موفق نمی شوم با توجه به غفلت از آخرت شاید بر گناهانی به غفلت پافشاری کنم. خدا را شکر هیچ وقت هم دنبال حوریه نبودیم چون در دوران راهنمائی که درس های آخرت آمده بود معلمان رویش نشد از حوری ها برای ما بگوید؛ در عین حال از آنجا که دوران راهنمائی که اوقات فراغتم با همکلاسی های دختر و پسرم در مجتمع فنی و اول دبیرستانم با پروژه ای که با یکی از دخترهای – خوش بر و رو- فرزانگان گذشت و آخرش هم با جفا در خوارزمی سوم شدیم و سال های دبیرستان را در اسکول نت که جمعی مختلط است گذرانده ام، عقده های دختر دیدن نداشتم، در عین حال که در عصر حاضر برای پسری همسن و سال من برقراری رابطه جنسی با دوست دختر یا ... حتی منع شرعی خاصی ندارد عقده های جنسی هم منتفی است.

    • در مورد جزیه و کفار؛ کفار به وسیله حربی (در حال جنگ)  و ذمی (تحت ذّمه) تقسیم می شوند؛ در گذشته از کافران ذمی مالیاتی با عنوان " جزیه " دریافت می شد که پاداش و مالیاتی بوده که در عوض عدم شرکت در سربازی ، استفاده از خدمات حکومت و تامین امنیت و در عین حال معاف بودن از خمس و زکات پرداخت می شده است و به روایت ویل دورانت در جلد یازدهم تاریخ تمدن این جزیر از مقدار مالیاتی که از مسلمانان اخذ میشده است کمتر بوده.
      و در حال حاضر هم نه به دلیل ضایع بودن بلکه به دلیل اینکه مالیاتهای پرداختی به دولت همان حکم جزیه را دارد مسئله اش منتفی است.

   


خبر فوری

1385/05/2 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :جهاد و استشهاد ،

بسم الله القاصم الجبارین

سید حسن نصر الله از مسلمین خواست تا امشب دعای جوشن صغیر بخوانند.

                     این پیام توسط یکی از برادران حزب الله به ما رسیده .

                                                                                   

                                                                                    با استفاده از حق برادری

                                                                                     محمد رضا منتظرالقائم

   


بسم الله

سلام

هر کاری می کنم نمی تونم تو ایمیل یاهو یا مسنجرم لاگین کنم! یحتمل هک شده!

   



آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :