تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - پست های فروردین 1385

بسم الله الرحمن الرحیم

اول، چرا این وبلاگ بسته شد؟!؛ [سانسور] [...] لازم شد تا بگویم دلیل بستن وبلاگم این است كه پی برده ام اشتباهات زیادی كرده ام و دارم می كنم! و در عین حال بهتر است این زمانی را كه صرف خروجی دادن (یا بقول كوروش اختصاصا درباره ی من "فریاد زدن"!) می كنم، صرف شك كردن،‌ فكر كردن، خواندن و "دوست داشتن" كنم. و دلیل دیگر آنكه به دلیل افزایش دغدغه هایم،‌ دانه دانه آن ها را كم می كنم تا به اصلی ترین هایشان بژردازم! برای همین هم تمام آرشیو نشریات و مطالبی كه جمع كرده ام را به كمد پشت بام انتقال داده ام و داستان و عكس های استشهادی محبوبم را به كسی دادم كه فكر می كردم برای او هم جذاب باشد، ...؛ دلیل سوم هم این كه "تظاهر به دانایی، هیچ وقت جای دانایی را نمی گیرد!"؛ برادران و خواهران،‌ محمد مسیح خیلی ناآگاه است ها!، اگر چیزی از او پذیرفته اید در آن شك كنید!؛ دلیل چهارم و اصلی هم اینكه صالحه (رایانه ام)، تقریبا در یك عملیات انتحاری، به كما فرو رفته است!،‌ چندروز پیش دوتا پره ی آخر پاورش كه باقی مانده بود هم شكست و از لای توری اش پرتش كرد بیرون و یك دفعه داغ كرد و خاموش شد! آه، آه، ای صالحه ام، ای گلم،‌ ای نازم،‌ ای مونس تنهایی هایم چگونه توانستی به این بی رحمی من را ترك كنی و در بین یك سری موجود دوپای سرد تنها بگذاری؟! چگونه ... ببخشید احساساتی شدم - این جا دستمالش را در می آورد در حال كه صورتش رو به تماشاچی هاست اشك هایش را پاك می كند! -

بخدا این وبلاگ بسته است!!!

دوم،‌ توان یا شجاعت عذرخواهی!؛ از مادر ممنون ام، به شدت!، كه این خلق را در من نهادینه كرد،‌ كه وقتی اشتباه كردم و به اشتباهم پی بردم، بدون هیچ ترسی به اشتباهم اعتراف كنم!، و اگر این اشتباه به كسی نیز ضرر رساند از او عذرخواهی كنم!
"موضوع این است که دنیا به تعدادی نابغه ی متواضع نیاز دارد،‌ متاسفانه تعدادمان خیلی كم شده!"

سوم، محشر صغری؛ متنی است مفصل در مذمت آن نامه ی سرگشاده ای که نوشتم و توبه و اعترافی؛ به اضافه ی سخنی با خانم میرزا؛ و سپس متن نامه ای محترمانه از یک خواهر مسلمان فمنیست به من و استشهادیه؛ [...] گوش دادن به حرف جادی که بهم گفت : " وقتی کسی را می کشی فرصت آشنا شدن باهاش رو از دست می دی " (و خودم اضافه می کنم یک رفتار دگماتیستی و طرد کننده در این موقعیت کمتر از کشتن طرف نیست با این تفاوت که می شود در این مورد از رفتارمان ، عذر خواهی کرد ! ) ؛ البته این عذر خواهی نه دست کشیدن از نظرات بلکه عذرخواهی رفتار طرد کننده ایست که موقعیت آشنایی را می گیرد و تمام انرژی صرف شده را به هدر می دهد . [...] و این بر می گردد به آن چیزی که از دغدغه هایتان می بینم ، بر خلاف انچه می گویید هر چند شعار مراسم هشت مارس امسال در پارک دانشجو صلح طلبانه بود ولی شعارهایی که گفته می شد و دیده می شد گونه ای دیگر بود و وقتی کسی خطاب به آن خیل کثیر می گوید " ... من خودم 10 بار سکس آزاد داشته ام ... زن ها برای مبارزه با مرد سالاری نباید ازدواج کنند ... " و در جواب اینکه چگونه ارضای جنسی شوند ، می گوید " بروند لزبین شوند ... " [...] خانم شان ماتیو از نام مستعار بدم می آید یک نامی می نوشتید که راحت تر می شد خطابتان کرد ، جواب دادن به حرف هایتان را موکول می کنم به همان زمانی که پیش تر گفتم ، ولی اولاً برای کم شدن عذاب وجدانم از آن تند روی و دوماً به دلیل لحن احترام بر انگیزتان جوابیه تان را می آورم .ادامه ی مطلب

چهارم، از جامعه ی فاضل تا حكومت فضیلت، از حال تا اتوپدیا؛ یادداشتی است که به شدت ابوذر -پاسداران- را عصبانی کرد تا حدی که فردا شبش به همراه فطرس ، مفتاح و یکی دیگر از دوستانش آمدند خانمان برای بحث ؛ ولی هنوز فکر می کنم درست است و به نظر یکی از بنیادی ترین و موثرترین نظریات زندگی ام است . فرایند ایجاد مدینه النبی این طور بود که زنان و مردان آرام آرام مسلمان شدند ، اسلام در زندگی شخصی و سپس در رفتار اجتماعی انسان رسوخ کرد و تاثیر گذاشت ؛ پس از مسلمان شدن اکثریت جامعه متعاقباً در تشکیل حکومت اسلامی برای اجرای احکام اسلام به اجماع رسیدند ولی باید توجه داشت که حکومت اسلامی گام بعدی پس از تشکیل جامعه اسلامی است ! و جامعه اسلامی را حکومت نمی سازد که خود مولود جامعه اسلامی و در طول آن است! ادامه ی مطلب

پنجم، اختلاف امت؛ آقای علیانی حدیثی فرمودید از یکی از معصومین (ع) که "اختلاف نظر امت موهبت است ! " و بعد گفتید از کثرت و اختلاف نظر شاگردان امام جعفر صادق (ع) که از آن چند هزار نفر تنها چند نفر معدود کمتر از انگشتان دست ، راوی معتبر حدیثند پس ... ؛ بحثمان سر پلورالیسم بود . فکر کردم و رسیدم به اینکه ادامه ی مطلب

ششم، منطقه ی مشترک؛
عقاید ، رفتارها ، تمایلات و جهت گیری های مکتبی ، مذهبی و سیاسی افراد ، حاصل آن چند سال عمری است که از روز تولد در جامعه خاص خودش و طبق یک تربیت خاص و ... بسر برده اند و توقع اینکه این فرد لزوماً با یک بحث به عقیده ی مطلوب ما بپیوندد بسی خیال باطل است و در ضمن یادآوری شود که خداوند اعمال افراد را نسبت به موقعیت و ظرفیتشان می سنجد و شاید آن فردی که می خواهی به زور به بهشت ببریدش جایش در بهشت تثبیت شده تر از شما باشد . ادامه ی مطلب 

ششم، یهود ستیزی؛ برای یهود ستیزی هیچ تعریفی بهتر از " قصاص پیش از جنایت " پیدا نکردم ادامه ی مطلب 

هشتم، هوس عرفانی؛ چندماه پیش با عده ای از دوستان، دچار یک هوس عرفانی شده بودیم، بعضی ها دچار یک تقوای بی تعقل شدند که مشمئز کننده بود و هست!، و البته این وسط من هم از عقل و هم از آن تقوا بی تصیب ماندم! ولی حداقل این فرایند چند ماهه موجب شد که بفهمم بقول سمیرا "علما را آن قدر ها هم نباس جدی گرفت!" و اینکه "بزنم زیر همه ی تقدسی که به آدم ها -بجز معصومین و انبیاء و خداوند- داده ام!"
"تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه که این لباس زیباست نشان آدمیت"
"نه که این عبا و عمامه! .. نه که این اسم مهندس! ... نه که این برچسب استشهادی ... نه که این ..."


نهم، فقه پویا؛ فقه پویا؛ [...] وای دوباره آسمون تیره شد بر سر این جوون نسل سومی.برگشتن گفتن:" چی می گی آقا! قبلا پشت مقام ابراهیم نمی شد طواف کرد و الان به برکت فقه پویا می شه!".من باشنیدن این جواب*** کپ کردم و گفتم"حاج آقا مقام ابراهیم چیه! فقه پویا تو عرصه مدیریت! روانشناشی! جامعه شناسی! نه احکام طهارت و غسل و طواف!".سکوت مرگباری حاکم شد [...] گقتن: "تو با وجود این آدما از من فقه پویا می خوای؟".و در آخر سرم رو گرفتن و بوس کردن.(عشقولانه علمایی) ادامه ی مطلب

دهم،

هر چند که از آینه بی رنگ تر است / از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

یازدهم، مهر خون؛

+ (1+7) روایت مهرخون؛ http://MehrKhun.masihm.com

+ روایت صفرم؛ مه شلومخا محمدمهدی؟ آسمون چارم خوش می گذرد؟
+ روایت اول؛ سیده صالحه
+ روایت دوم؛ شبیه مسیح

+ لیلی نام تمام دختران زمین است!
+ به رنگ بغض
+ مرثیه ای برای یک عشق...
+ قرارمان دم در شرقی...
+ خواب و طلاق
+ من جیرجیرک
+ این جا بیروت است
+ خداحافظ رفیق؛ خدا نخواست که فقط از تو سر بگیرد، خواست که ذره ذره تمام تو را شهید کند.
+ این غزال رمیده
+ به وصالی برسی یا نرسی، سینه بی عشق مباد
+ ای نخورده مست، لحظه ی دیدار نزدیك است
+ من مست می عشق نیم ولی بی دار نخواهم شد ...کمی باده ی عشق ریزید شاید این به آن در شد ...
+ چه خوب است ...
+ صاحب خانه اثاث ها می ریزد بیرون
+ آخرین برگ سفرنامه ی باران این است، که زمین چرکین است.
+ ثم جئت علی قدر یا موسی ...
+ و ایلیا شهید شد ...
+ [...] و خداوند بعضی ها را در بعضی چیزها بر بعضی دیگر برتری داد [...]
+ اصل بقای چیز!
+ شرمندگی
+ مکاشفات مقدر
+ ایام خرابی ...
+ مصطفی گفت: اگر رضایت ندهید، شهید نمی‌شوم

+ لینک ها کامل تر خواهد شد ...

دوازدهم، نتینگ!؛ این چند وقت کلی کار کردیم، اول از همه پریسا.نت، وبلاگ خاله ام را ثبت کردیم، بعد سایت استشهاد که آمریکا سه روزه سرورش را خوابانده بود و تمام 2500 سایت ایرانی روی سرور پوکیده بودند، رو هاستش کردیم دوباره!، چشم اینترنت هاگاناه کور!، البته چند روز دیگه سایتش می آید بالا بخاطر مشکلات DNS ِ سرور!؛ مشکلات هیئت موسس هم تقریبا منتفی شد و اوضاع آروم شد!، یه دوتا سایت دیگه هم داریم کار می کنیم که فعلا صداش را در نمی آورم، در ضمن این ماجرای وبلاگ نویسان ایرانی که پروژه اش موکول شد به دو هفته ی دیگه هم، هاست و دامینش را پس از این پروژه ی تغییر نام، چون شلوغ هم می شود می خواهیم مکانی برای اعلام قرار های وبلاگیش کنیم! البته مسئولیت همه ی اینکارا رو دوش حسام عزیزم است! خیلی دوست داشتم این قضیه ی کرکره پایین کشیدن پیش نمی اومد و سر انتخابات خبرگان یه سروصدای حسابی راه می انداختم و سایت اینترنتی آقا مصباح را خودم می بردم بالا، تازه با بچه ها هم هماهنگ کرده بویم که حلقه ی وبلاگ های طرفدار مصباح تشکیل دهیم، حیف که وقت نشد، گفتم که یکی دیگه اگر موقعیتش را داره بیاید امکانات در اختیارش بگذارم، ایده هایم را بدهم و کار را جلو ببرد! انشاالله که خبرگان هم به خیر می گذرد!

سیزدهم، مجمع وبلاگ نویسان مسلمان؛ مطلبی نیز درباره ی مجمع و اتفاقات جدید و پیش رو نوشته ام که به همراه نوشته های دیگر بچه ها می گذارم روی خبرنامه ی مجمع (شاید چند روز دیگر) ...

چهاردهم،
شهید آوینی؛ دیدم به مناسبت سالگرد آقا مرتضی، یک عکسی را که در مزار شهدا گرفتیم بگذاریم.


پی نوشت.
تا تونستم عقده ی بی وبلاگی را خالی کردم!

   


بسم الله الرحمن الرحیم

این وبلاگ تعطیل می باشد، حداقل برای یک سال!، اگر مطلب جدیدی در این وبلاگ دیدید، اهمیت ندهید، یقینا به نیت بروز رسانی و وبلاگ نویسی نبوده است.

پی نوشت.

اول؛ این بسته شدن وبلاگ هیچ ربطی به درس، امتحان نهایی، حوزه، و پیش دانشگاهی ندارد!
دوم؛ شرمنده ی سجاد و سمیرا!، برای تولد دوتایشان هم مطلب نوشته بودم هم با دوربین جدیدم عکس گرفته بودم برای خوشحال کردنشون، ولی اصلا حالم برای فرستادن این تبریکات خوش نیست! واقعا شرمنده ام!
سوم؛ وقتی چارتا چماق به دست صهیونیست بیافتند دنبالت دستت هم به هیچ جا بند نباشد، ازه اول بدبختی هاست، اون موقع می آید می گوید چرا با احساسات بچه مردم بازی می کنی، این همه خلاف واقع یا ر لفافه حرف می زنی، حالا بداند که تا همین حالایش هم کلی ناپرهیزی کرده ام!
چهارم؛ صریحا اعلام می دارم پس از جلسه ی 9فروردین شورای مرکزی مجمع وبلاگ نویسان مسلمان، بنده هیچ مسئولیتی اجرایی در آن مجمع قبول نمی کنم. (روز ۸ ام فروردین تنها بنده به عنوان عضو هیئت موسس برای تدوین اساسنامه با دوستان همکاری خواهم کرد و همچنان مسئولیت اجرایی قبول نمی کنم)
پنجم؛ آخرین تلاش ها:

  • یک سرور 40 گیگایی، PHP، برای مجمع گرفته ایم، هر کدام از سایت های اسلامی عضو مجمع، که از نظر هاست تحت فشار هستند می توانند بطور رایگان و صلواتی، از این سرور استفاده کنند، مسئول سرور نیز، ایلیا است؛ به ایشان مراجعه کنید.

  • لینکده به رضا سپرده شده است، هر کس می خواهد در لینکده همکاری کند به رضا بگوید سریع بهش یوزر می دهد تا حداکثر از 19ام به بعد کار شروع شود!، باقی مطالب را نیز به موق خودش می گوید.

ششم؛ با توجه به این که دارم گم . گور می شود به آن جماعت ابله و بی دین و ایمانی که هر دم پشت سر ما غیبت و قذف می کنند اعلام می کند از حال به بعد هیچ ترحمی به خرج نمی دهم، و صریحا می گویم از حالا به بعد در صورت اطلاع از غیبت و مخصوصا "قذف"، از حق خود نمی گذرم و یقینا منتظر شکایت قضایی و 80 ضربه شلاق باشید!
هفتم؛ [...]
هشتم؛ کلی مطلب برای وبلاگ روی دستم ماند ... کلی روشون کار کرده بودم ولی حالا یه استفاده ای یه طور دیگه ازشون می کنم!
نهم؛ شرمنده ی همه ی دوستان به دلائلی دیگر امکان دیدار های حضوری به کثرت قبل را ندارم؛ تلفنم در پروفایل پارسی یارم ثبت شده، امری داشتید اس ام اس بزنید یا بین ساعت 22 تا 23 تماس بگیرید. اس ام اس بهتر از ایمیل است چون در چک کردن ایمیل ها نیز برایم محدودیتی هایی وجود دارد. البته برای هیچ کار سنگینی روی من حساب نکنید!
دهم؛ قول هایی که داده ام را سرش هستم، سایت هولوکاست را تمام می کنم، سایت شهیدانه را نیز که به خانم نوروزی قولش را دادم بهشان می رسانم!
یازدهم؛ شرمنده ی مظاهر، عکس های قشنگی برایم درست کرده است، وبلاگش هم عالیست حیف که من وقت فکر کردن به خودم را هم نداشتم و ندارم تا ازش تشکر کنم. (این هم عکسها)، ممنونم رفیق برای اهمیتی که برایم قائلی! آن تصویر بالا را هم مظاهر برایم درست کرده بود!
دوازدهم؛ تمام تلاشم را کردم، از هر چه بگویی خرج کردم نشد، ...، دیگر تکی نمی تونم مسیر را بروم ...

[...] إِن یَكُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (انتهای آیه ی 32 سوره ی النور)
[...] اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز مى‏سازد، خداوند واسع و آگاه است. (انتهای آیه ی 32 سوره ی النور)
وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ [...] (ابتدای آیه ی 33 سوره ی النور)
و آنها كه وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بىنیاز سازد [...] (ابتدای آیه ی 33 سوره ی النور)

تمام!

   


بسم الله الرحمن الرحیم
بدون شرح است ... خودتون ببینید!

   

   


خاخام های حجتیه ای

1385/01/1 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم
پیش نوشت.

متن پیشرو را شبی که از جلسه ی نتوریا کارتای فارغ شدم نوشته ام، عموما اولین تحلیل هایی است که در همان اوقات به ذهنم رسید؛ یقینا نیاز به نقد دارد و بشدت از دوستان می خواهم که نقدش کنند، البته احتمالا برای کامل شدن اطلاعاتم یکمی باید زحمت خوندن متون انگلیسی سایت نتوریا کارتای را بپذیرم و احتمالا سوالاتم و این مطلبم را برایشان بفرستم.

[...] 10 دقیقه به دو رضا با موتور می آید دنبالم سریع خودمان را می رسانیم به دانشگاه تهران، دانشکده ی فنی، داخل تالار چمران که می شویم یه شیب شدید جلوی مان است که کلی دانشجو روی صندلی های آن نشسته اند، به حدی که خیی مجبورند بایستند و صندلی گیرشان نمی آید، ...، پایین شیب چند مرد ریش بلند با کلاهها و لیاس های تمام مشکی نشسته اند، سه تایشان پیرمردند، پیرترین قرد بعد از شروع برنامه صحبت را آغاز می کند [...]

3 قبل از خواندن مطلب زیر لازم است از شرح جلسه ی سخنرانی خاخام های "نتوریا کارتای"، و مطالب مطرح در این جلسه اطلاع داشته باشید.

+ متن سخنرانی در شرق
+ گزارش تصویری دیدار خاخام های یهود با دانشجویان دانشگاه تهران؛ مبارزین
+ گزارش تصویری نشست مطبوعاتی خاخام های ضد صهیونیسم؛ مبارزین
+ نشست مطبوعاتی خاخام های یهود در تهران؛ مبارزین
+ گزارش کنفرانس رسانه ای نتوریا کارتای؛ فارس نیوز
+ یهودیان ضد صهیونیست جهان از مواضع احمدی نژاد حمایت می‌كنند
+ خاخام فریدمن: صهیونیست‌ها خطرناك‌ترین فرقه قرن 21 هستند

+ روایت وبلاگ انگلیسی سمیرا از جلسه ی نتوریا کارتای
+ وب سایت "نتوریا کارتای"
+ جستجو در گوگل


جبری؛
مسئله ای که در مورد سخنان خاخام کوهن خیلی ذهنم را مشغول کرده بود عقائد جبری ایشان بود که برای مثال در قسمتی از صحبت هایشان می گویند:

"دو دلیل بری این مخالفت وجود داشته است ، یکی در جوهره و دیگری در عمل . مخالفت جوهری در این دیدگاه صهیونیسم ریشه دارد که ایشان عقیده دارند تبعید یهود به دلیل ملاحظات دنیوی بوده است ، یعنی عدم توانایی فیزیکی یهود در پس گرفتن سرزمین خود به وسیله استفاده از زور . در این دیدگاه تنها هدف تاریخ یهود بنیان گذاری دولتی مادی و ملی گرا می باشد ، عقاید موروثی و سنتی به تبعید به عنوان تنبیهی از بری یک گناه می نگریست ، بدون آن که این ضعف دنیوی را با آن ممزوج نموده و بیافزاید . به همین شکل ، عقاید سنتی رهایی غایی قوم یهود و در حقیقت تمامی بشریت را به نیروهی معنوی ، مانند نیایش ، توبه ، اعمال صالح و مطالعه کتب مقدس ، مربوط می داند . این کوشش ها به دوران ماشیح رهنمون خواهد گردید ، هنگامه ی که تمامی بشریت نهایتاً و بگونه ی ناگهانی از ظلم آزاد گردیده و به اتفاق یکدیگر و با مسرت به پرستش خداوند در خواهند آمد . بنابراین سصهیونیسم نهایت کفر بوده و حکومت پروردگار بر امور بشری را انکار می نمود . تقریباٌ تمامی صهیونیسم ها به لحاظ عمل غیر مذهبی بوده اند ، بنابراین هدف این جنبش و موفقیت متعاقب آن سبب گردید تا تعالیم و انجام دستورات تورات مقدس به شکلی گسترده مردود گردد."

این عقائد تناقضات عقلی دارد و نوعی جبر را وارد می کند که با اختیار بشر تناقض دارد و آدم را یاد عقائد آخرالزمانی حجتیه ای ها در مورد قیام آخر الزمان اسلامی می اندازد؛ با توجه به این که این مسائل با جبر و اختیار انسان منافات دارد شخصا اگر یهودی بودم هیچ وقت از نتورا کارتای حمایت نمی کردم، مخصوصا وقتی این عقائد عجیب جلوه می کند که خداوند یهودیان بسیار خدای ضعیقی تعریف می شود و این فروتنی جدید در برابر این خدا که روزی با اسرائیل کشتی گرفته است بسیار عجیب است!
تضاد با قطعیات یهود؛ در جای دیگر می گوید :

"به علاوه به تمام طهودیان معتقد به تورات فرمان داده شده است که با همسایگان غیر یهودی خود در صلح و آرامش زندگی کنند و ایشان نیز همیشه سعی در انجام این عمل داشته اند ، همچنین تورات از ایشان خواسته است تا در هر سرزمینی که مسکن گزیده اند شهروندانی وفادار باشند ، و بری قرن ها در کشور هی اسلامی به این موضوع عمل می شد ، جائیکه با یهودیان به احترام و با صلح وصفا رفتار می گردید .
تنها ماموریت ما به عنوان یک قوم آنست که در خدمت باری تعالی باشیم . از درگیری با دیگر اقوام بایستی به هر قیمت جلوگیری شود . این ضرورت به ویژه در مورد قومی که در تبعید به سر می برند حقیقت دارد . بری قومی که تورات به ایشان فرموده است تا وضعیت خود را به عنوان یک ملت در تبعید با فروتنی بپذیرند ، تجاوز به دیگران پاسخی ناشایست می باشد . صهیونیست ها بری آنکه کنترل سرزمین مقدس را از دست مردم فلسطین در آورده و غضب کنند نخست بر انگلیسی ها و بعد ها بر دیگر دول فشار می آوردند و صحنه ی بود که یهودیان مومن و معتقد به تورات با ترس و وحشت آن را به مشاهده نشسته بودند . حملات ویژه صهیونیست ها به مردم فلسطین داری اشکال بسیار زیادی ، از مهاجرت انبوه گرفته تا درگیری مسلحانه ، بود . یهودیان ضد صهیونیست با تمامی این اقدامات و اعمال مخالفت می ورزیدند.
"

با این سخنان در صورت نداشتن اطلاع و پیش زمینه قبلی تصور می شود که این یهودیان انسان های صلح طلب و تعلیمات یهودیت تحریف شده صلح طلبانه است و آن ها غیر یهودیان را به خوبی می پذیرند، اما با توجه به این که حتی یهودیان ارتدکس نیز به کتاب تِلمود و استِر معتقدند قسمت هایی از آموزه های یهودیت حاضر، در این کتاب ها را ذکر می کنم تا خودتان مقایسه کنید آیا ایشان -یهودیان- در خفا و زندگی عادی و بیرون از این سخنرانی ها نیز به گفته های ذکر شده اشان معتقدند یا نه؟!

"در قسمت هایی از تورات در كتاب استر می گوید : خشایار شاه پادشاه پارس در آخرین روز جشن 180 روزه كه از باده نوشی سرمست بود ، دستور داد ملكه وشتی زیباییش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد . ملكه امتناع ورزید و پادشاه بسیار خشمناك شد. در شوش یك یهودی به نام مردخای پسر یائیز زندگی می كرد ، او دختر عموی زیبایی داشت بنام هدسه دختر ابیحایل كه به او استر هم می گفتند . زمانی كه قرار شد از تمام بلاد دختران زیباروی به حرمسرای پادشاه آورده شوند استر نیز همراه دختران زیبای بیشمار دیگری به حرمسرای قصر شوش آورده شد . به توصیه مردخای استر به هیچ كس نگفته بود كه یهودی است . استر بیش از دختران دیگر مورد توجه و علاقه پادشاه قرار گرفت بطوری كه پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را به جای وشتی ملكه ساخت . اما استر مثل زمان كودكی دستورات مردخای را اطاعت می كرد. مرد خای نیز از طرف پادشاه به مقام مهمی در دربار منصوب می شود . با توصیه مردخای ، استر علیه هامان « وزیرالوزرا » دسیسه كرده و شاه هامان را اعدام و املاك او را به استر می بخشد . بعد از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخای داد . پادشاه به ملكه استر و مردخای گفت : شما می توانید حكمی مطابق میل خود بنام پادشاه برای یهودیان صادر كنید و آن را با انگشتر پادشاه مهر كنید مردخای فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد . فرمانی كه به یهودیان اجازه می داد متحد شوند و بد خواهان خود را از هر قومی كه باشند ، بكشند و دارایی شان را به غنیمت بگیرند . تورات می گوید در سراسر مملكت همه از یهودیان می ترسیدند تمام حاكمان و استان داران ، مقامات مملكتی و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان كمك می كردند . و به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله كردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده ، كشتند تورات می گوید در آن روز آمار كشته شدگان به عرض پادشاه رسید . او ملكه استر را خواست و گفت : یهودیان تنها در پایتخت پانصد نفر را كه ده پسر هامان نیز جزو آنها بودند ، كشته اند . پس در سایر شهر های مملكت چه كرده اند ؟ روز بعد باز یهودیان پایتخت جمع شدند و سیصد نفر دیگر را كشتند ، بقیه یهودیان در سایر استان ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را كشتند و از شر آنها رهایی یافتند."

یا در کتاب تلمود که آموزه های رفتاری-اخلاقی و بقولی رساله ی عملیه ی یهود است می خوانیم :

"غیریهودی هر چند صالح و نیكوكار باشد، او را باید كشت. حرام است غیریهودی را نجات بدهید، حتی اگر در چاهی بیفتد, باید فوراً سنگی بر در آن گذاشت! اگر یكی از اجانب را بكشیم, مثل این است كه در راه خدا قربانی كرده‌ایم. اگر یك نفر یهودی كمكی به غیریهودی بكند, گناهی نابخشودنی مرتكب شده است. انسان می تواند شیطان را بكشد به شرط اینكه خمیر نان عید را نیكو به عمل آورد. (خمیر نان عید از خون غیر یهودیان ساخته می شود) همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصی كه در حال غرق شدن است, از آنها باشد. تا می‌توانید از غیریهود بكشید و اگر دستتان به كشتن او رسید و او را نكشتید، مرتكب خلاف شده‌اید. هلاك كردن مسیحی ثواب دارد و اگر كسی نمی‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نماید. كسانی كه مرتد شوند(یهودیانی كه از آئین یهود سر باز زنند), اجنبی و اعدامشان لازم است, مگر آن كه برای خدعة به دیگران مرتد شده باشند."

حال اگر سخنان خاخام کوهن را با کتاب هایی چون استر که قسمتی از تورات است یا تلمود که جزو قطعیات یهود است مقایسه کنیم در می یابیم که احتمالا ایشان دارند تقیه می کنند و واقعیت خشمگین یهود را نمی گویند! و شاید بد نباشد یاد آوری آیه ای از قرآن درباره ی یهودیان که می گوید :

" لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ (مائده 82)
بطور مسلم یهود و مشركان را دشمنترین مردم نسبت به مؤ منان خواهى یافت، ولى آنها را كه مى‏گویند مسیحى هستیم نزدیكترین دوستان به مومنان مییابى، این به خاطر آن است كه در میان آنها افرادى دانشمند و تارك دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تكبر نمى‏ورزند. (مائده 82)
"

مبارزه ی مسالمت آمیز؛ و وقتی در جایی دیگر می گوید «ما به دنبال این هستیم كه رژیم صهیونیستى از بین برود.» دانشجویان با شنیدن این جمله به شدت او را تشویق كردند. او ادامه داد: «ما دعا مى كنیم رژیم صهیونیستى هر چه سریع تر به صورت مسالمت آمیز از میان برداشته شود. این یك رویا نیست، این مى تواند به حقیقت بپیوندد.» حضار دوباره او را تشویق كردند. به گفته خاخام هاى مهمان دانشكده فنى «پس از محو اسرائیل مى توانیم به طور مسالمت آمیز تحت قیمومیت یك كشور فلسطینى كه تحت آرا و آرزوهاى فلسطینیان اداره مى شود، زندگى كنیم.»
این تشویق به رفتار مسالمت آمیز با رژیمی که هر هفته چندین نفر از جوانان و کودکان فلسطینی را به خاک و خون می کشد چه معنایی می دهد؟! آیا این شک پیدا نمی شود که این جماعت برای کم کردن فشار وارد بر صهیونیست ها مامور شده اند؟
در خوشبینانه ترین حالت اگر ایشان مخالف رژیم صهیونیستی باشند باز هم به دلیل وابستگی عاطفی با یهودیان اسرائیل، این انحراف را ایجاد می کنند که باید با رژیم صهیونیستی مسالمت آمیز رفتار کرد -بحث در مورد صحت رفتار مسالمت آمیز با اسرائیل یا عدم آن در خوصله ی این مطلب نیست- البته وقتی همین پرسش را از او می کنیم که «آیا حق نداریم بگوییم با توجه به قدرت یهودیان در جهان شما نیز عاملى براى كاهش فشار بر صهیونیست ها هستید؟» جواب می دهد «البته حق مسلم شما است كه به من شك كنید اما مى توانید به تاریخچه كارى ما و وضعیت ما در فلسطین نگاه كنید و هنگامى كه اطلاعات تان كامل شد، قضاوت كنید. ما كتابى باز هستیم. بخوانید و ببینید كه ما درست مى گوییم یا نه».

موقعیت ایران و مسلمین؛ با مسائلی که شرح دادم شخصا سه احتمال می توانم در مورد گروه "نتوریا کارتای" مطرح کنم؛
اول؛ اینکه این گروه وابسته به اسرائیل و در همان جهت منافع بنی اسرائیل و فتنه هایی است که قرآن در آن آیه ی مذکور به آن اشاره می کند ویقینا حمایت مسلمین و ایران از ایشان به ضرر خودمان است.
دوم؛ این احتمال نیز می رود که "نتوریا کارتای" یک گروه اپوزیسیون اسرائیل است کخ به دلیل اختلافات سیاسی از حاکمیت اسرائیل خارج شده است و با این اعمال می خواهد از احزاب حاکم اسرائیل باج بگیرد و در صورت حمایت ما از ایشان خودمان را تبدیل به بازیچه ی یک بازی سیاسی در اسرائیل کرده ایم.
سوم؛ حتی اگر "نتوریا کارتای" در حال گفتن عقاید حقیق خود باشد با بررسی گفته های آن ها مخصوصا آنچه در بخش "جبری" گفتم و مشاهده ی تناقضات عقلی آن و اطمینان به عدم صحت آن، حمایت از آنها یادآور حمایت خنده دار آمریکا از سلطنت طلب ها خواهد بود یا به بقولی دشمن دانا به از دوست نادان!. و بهتر آن که با حمایت و دوستی با یک گروه نادان که شاید در کوتاه مدت مفید باشد، در بلند مدت برای خودمان مشکل زا نباشیم.

و شید هیچ کلامی بهتر از ین یه مطلب را روشن نکند که :

" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (مائده 51)
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید یهود و نصارى را تكیه گاه خود قرار ندهید، آنها تكیه گاه یكدیگرند و كسانى كه از شما بانها تكیه كنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمكار را هدایت نمى‏كند. (مائده 51)
"

البته، محمد که پدر ایشان این گروه را به ایران آورده بود چند روز پیش که با هم صحبت می کردیم می گفت این ها بشدت محتاط، ترسو و وحشت زده بودند و حتی از کارکنان هتل هم می ترسیدند و در عین حال به دلیل ترسشان از مشکلات بعدی درباره ی هولوکاست حرف نزدند و این بی ربط گوییشان را می توان با این ترس متناسب دانست؛ ولی شخصا با بررسی مطالب "سایت نتوریا کارتای" به این مسئله اعتقاد زیادی ندارم و دقیقا همان مطالبی را که در آن جلسه گفته بودند را در سایتشان تکرار کرده بودند.

پی نوشت.
چند شب پیش که ین مقاله را نوشته بودم فقط به خاطر اضافه نکردن بخش هی تلمود و تورات آن را نفرستاده بودم، زنگ زدم با استاد علیانی در ین مورد حرف زدیم؛ حضرت شیخ ضد صهیونیست هم می گفت "ین ها اصلا یهودی نیستند" یا بقول رضی حجره طلبگی "چه یهودیی مامانی ی!" !!

بیشتر بدانید.
+ درباره ی تلمود؛ یهود نت
+ متن بیانیه ای از نتوریا کارتا به زبان فارسی که تقریبا همان متن قرائت شده توسط خاخام کوهن است.

   



آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :